ترجمه ستار جلیل زاده

 

 

۱
سؤال

لا تَسأَلینی : کیف حالِی؟
إذا کنتِ تُحِبّینَنی حَقّاً
إسأَلی:
کیفَ حالُ أَصابِعی؟

پرسش

از من مپرس
که چگونه ام ؟
گرت به راستی که دوست می داریم
بپرس:
انگشتانم چگونه اند؟

۲

اعظم اعمالی

إذا سألونی عن أهم قصیده
سکبت بها نفسی ، و عمری ، و آمالی
کتبتُ بخطٍ فارسیٍ مذهَّبٍ
علی کلِّ نجمٍ : أنتِ أعظمُ أعمالی

بزرگ ترین آثارم

اگرم در باره ی مهم ترین شعری بپرسند
که عمر و آرزوی خویش را
در آن صرف نموده ام ،
با خط طلایی فارسی
می نوشتم : بر هر ستاره اش
تو بزرگ ترین اثر منی .

۳

رائِحه

الشَّجرهُ تَفقِدُ أوراقِها
و الََّفَهُ تَفقِدَ أستِدارَتها
و الأنُوثَهُ تَفقِدُ أُنوثَتَها . . .
إلّا رائِحَتَکِ
فَهی تَرفُضُ أن تَمُرَّ
مِن ثُقُوبِ الذّاکِرَه . . .

بوی خوش

درخت گم می کند برگ هایش را
و لب گردی اش را
و زن زنانه گی اش را
جز بوی تو که نمی خواهد
از روزنه ی حافظه ام بگذرد.

۴

الیل

لم یَبقَ فی الشّارِعِ الَّیل
مَکانٌ أَتَجَوَّلُ فیه . . .
أَخَذَت عَیناکِ
کُلَّ مِساحَهِ الَّیل . . .

شب

در خیابان های شب
دیگر
جایی برای قدم هایم نمانده است
زیرا که چشمان ات
گستره ی شب را ربوده است.

۵

البَرق

لَن أَقولَ لَکِ
«
أُحِبُّکِ » . . .
إِلّا مَرَّهً واحِدَه
لِأَنَّ البَرقَ لایُکَرِّرُ نَفسَه .

آذرخش

جز یک بار
نگفتمت
«
دوستت دارم » . . .
زیراآذرخش
خود را تکرار نمی کند.

۶

لا أری أحَدَاً سِواکِ

أنا لا أُفَکِّرُ . .
أن أُقاوِمَ ، أَو أَثُورَ علی هَواکِ . .
……………………..
فَأَنا و کُلُّ قَصائِدِی . . .
مِن بعضِ ماصَنَعَت یَداکِ . .
إنَّ الغرابَهَ کُلَّها . .
أَنّی مُحاطٌ بالنِّساءِ . .
وَ لا أَری أَحَداً سِواکِ . .

جز تو کسی نمی بینم

در اندیشه ی آن نیستم
که برابر عشق تو قیام کنم
………………..
یا که مقاومت . . .
زیرا من و تمامی شعرهایم
………..
ساخته ی دستان تواند . . .
لیک همه حیرتم از آن است .
که دور و برم را زنانی گرفته اند
……….
و جز تو کسی نمی بینم . . .

۷

التوقیع

هذا العطرُ . .
………….
الذی تَضعینَهُ علی جَسَدکِ
هو موسیقی سائلَه
و هو توقیعُکِ الخُصوصی
الذی لایُمکِنُ تَقلیدُه . .

امضا

این عطر را
که به تن می زنی
موسیقی آرامی است
با امضای خاص تو
که جعل اش محال است .

۸
نبیذ
مَن مِنکما یَشربُ الأَخر ؟
أ أنتِ التی تشربین النبیذ ؟
أم هو الذی یشربُکِ ؟؟

شراب
چه کسی از شما
………
دیگری را می نوشد ؟
آیا توکه شراب را می نوشی ؟
یا او که تو را می نوشد ؟؟

۹
بدون تنقیط

« أُحبُّکِ »
و لا اضعُ نقطهً فی آخرِ السطرِ

بی نقطه

« دوستت دارم »
و پایان سطر نقطه ای نمی گذارم

۱۰
عطر
عطر المراه
فضیحهٌ علنیه
لاتهتمُّ بتکذیبها . . .



بوی خوش

بوی خوش زن
………..
رسوایی آشکاری است
………………
که نم

 

 

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!