نکاتی مهم در زمینه ترجمه (برای کنکور)

۱-مهم ترین نکته هنگام ترجمه جملات توجه به ویژگیهای فعل ازقبیل زمان،صیغه، لازم یامتعدی،معلوم یامجهول بودن می باشد.
الف – یُعرَفُ الأصدقاءُ عند الشدائد.       دوستان هنگام سختیها شناخته می شوند.
ب- کان الأولادُ یقرأونَ دروسَهُم .          بچه ها درسهایشان را می خواندند.
۲- درترجمه به مفردیامثنی یاجمع بودن کلمات ، همچنین به اسمهای اشاره بهنزدیک(هذا،هذه،…)یااشاره به دور(ذلک،تلک،…)توجه شود.
*یُریدُ الأعداءُ أن یُبعِدوا شبابَنا عن القـِیَم الإسـلامیـﺔِ .
دشمنان می خواهند که جوانان ما رااز ارزش های اسلامی دور سازند.
۳-اسم های اشاره(هولاء،اولئک،هذان،..)اگرقبل ازاسم دارای(ال)بیایند،به صورت مفردیعنی به صورت این وآن ترجمه می شوند.
* هولاء التلامیذ….           این دانش آموزان
*هولاء طالبات مجتهدات.            اینان دانش آموزان کوشایی هستند.
۴-صیغه های غائب عربی برابرباسوم شخص فارسی وصیغه های مخاطب عربی برابربادوم شخص فارسی وصیغه های متکلم برابرباصیغه های اول شخص فارسی می باشد.
۵-فعل مضارع مجزوم به (لَم) رابه صورت ماضی منفی یاماضی نقلی منفی ومضارع مجزوم به (لمّا)رافقط به صورت ماضی نقلی منفی همراه با هنوز ترجمه می کنیم.
* لم یذهب : نرفت یا نرفته است
* لمّا یذهب : هنوزنرفته است
۶-اگربعد از (لمّا) فعل ماضی بیاید.معنی «هنگامی که »می دهد.
* لمّا رَجَعَ : هنگامی که برگشت
*بایدتوجه داشت (لم)هرگزبرسرفعل ماضی نمی آید.
*«لِمَ : لِماذا » اسم استفهام است ونبایدبا (لَم ) اشتباه شود.
۷- هرگاه ادوات شرط ( اِن ، مَن ، مَهما ، أینما… )برسرفعل ماضی بیایند، آن فعل اغلب معنیمضارع می دهد.
فعل شرط به صورت مضارع التزامی وجواب شرط به صورت مضارع اخباری ترجمه می شود.
*  مَن زَرَعَ حَصَدَ.         هرکس بکارد درو می کند.
۸-«قد + مضارع » معنی ( شاید یا گاهی) می دهد.
* قد یذهبُ : شاید برود یا گاهی می رود
«قد+ماضی ) معنی ماضی نقلی یا ماضی ساده می دهد.
*  قدذهب : رفت یا رفته است
۹-حروف «سـ» یا«سوف» هرگاه برسرفعل مضارع واردشوند،معنی آن رابه مستقبل(آینده)تبدیل می کند.
* سوف یذهبون : خواهند رفت
۱۰-«کان+ماضی» معادل ماضی بعید و « کان + مضارع » معادل ماضی استمراری می باشد.
* کان قد ذهب : رفته بود
* کان یذهب : می رفت
۱۱-فعل (داشت) فارسی اغلب درعربی به دوحالت معنی می شود:
۱- « کان + لـِ »←داشت    ۲- عند…←داشت
* کان لِفلاح بستان یعملُ فیه .       کشاورزی باغی داشت که درآن کار می کرد.
* کان عندی کتابٌ قیِّمٌ  .              کتاب ارزشمندی داشتم.
۱۲-هرگاه دویاچندفعل ازافعال مضارع یاماضی بعداز ( کان ) بیاید ، «کان» معمولاً فقط یک بار برای همه آنها به کار می رود.
*کان لِرجلٍ بستانٌ قدغَرَسَ فیه اشجاراً ویُحِبُّهُ کثیراً.
مردی بستانی داشت که درآن درختانی کاشته بودو آن رابسیاردوست می داشت.
۱۳-درترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند«ی» وحدت یانکره یا «یک»اضافه می کنیم.
* رأیتُ طالباً.     دانش آموزی رادیدم .  یا   یک دانش آموز را دیدم.
۱۴-پاره ای افعال درزبان عربی دومفعول به می گیرند،مانند(جَعَلَ:قرار داد ، أعطی: داد ، وَهَبَ: بخشید ، علَّمَ: یاد داد ، أذاق:چشاند ، سَمَّی:نامید ،…)هنگام ترجمه چنین افعالی دقت کنیم یکی ازدو مفعول به راباعلامت «را »  ودیگری بدون علامت وهمراه با حرف اضافه یعنی به صورت متمم آورده شود.
* جَعَلتـُکَ أمیـناً علی أسراری.       تورابراسرار خویش امین قرار دادم.
۱۵-مفعول به عربی گاهی درفارسی به جای «را» باحرف اضافه ازقبیل ( از ، به ، با ،…)به کار می رود.
* جاهـِد الکفارَ.     با کافران نبرد کن.
۱۶-مفعول مطلق درزبان فارسی از«قیدها» به شمار می رودودرترجمه آن به شکل زیرعمل می کنیم:

الف – هنگام ترجمه مفعول مطلق تأکیدی ازقیدهای تأکیدی مانندکاملاً ، حتماً ، قطعاً ، بدون شک ، …)استفاده می کنیم.
* کَلَّمَ اللهُ موسی تکلیماَ .     خداباموسی قطعاً سخن گفت .
ب- هنگام ترجمه مفعول مطلق نوعی(بیانی) ازکلماتی ازقبیل بسیار ، مانند ، همچون ، به نیکی ،…)استفاده می کنیم.
* إصبِر صبراً جمیلاً.     به نیکی صبر کن.
۱۷- درترجمه جمله های حالیه ابتدا عبارت«درحالیکه» را می آوریم سپس خود فعل جمله.
اگرفعل به کاررفته درجمله حالیه مضارع باشدوفعل قبل از آن ماضی باشد، فعل جمله حالیه به صورت ماضی استمراری واگرفعل جمله حالیه به صورت ( قد + ماضی ) باشدوفعل قبل از آنماضی باشدبه صورت ماضی بعیدترجمه می شود.
* جاء الطفلُ یرکضُ .     کودک آمد درحالیکه می دوید.
* جاء الطفلُ وقدضَحکَ.     کودک آمد درحالیکه خندیده بود.
۱۸- در اسلوب استثنا ، اگرجمله قبل از« إلا » منفی باشد،می توانیم حرف «إلا» راحذف کنیم وجمله رابه صورت مثبت ومؤکدترجمه کنیم.
*ما نَجَحَ إلا محمدٌ .          فقط محمد قبول شد.
۱۹ – درعباراتی که با « إنَّما » آغازشده است ازتعابیری ازقبیلفقط ، بی شک ، تنها، …)استفاده می کنیم.
* إنَّما کان سؤالـها عن أخبار المعرکـﺔ.     فقط سؤالش درباره خبرهای جنگ بود.
۲۰ – گاهی می توان مصدر رابه صورت فعل ترجمه کرد.
*قصدتُ الرجوع َ الی المکتبﺔِ.         خواستم به کتابخانه برگردم.
۲۱-صفت درزبان فارسی به صورت مفردترجمه می شودهرچندمفردنباشد.
* التلامیذ المؤدبونَ : دانش آموزان مؤدب
*هنگام ترجمه جمله وصفیه ازحرف«که» استفاده می کنیم.
* رأیتُ طفلاً یلعبُ .       کودکی رادیدم که بازی می کرد.
*فعل درجمله وصفیه ازنظرزمان مانند فعل بکاررفته درجمله حالیه ترجمه می شود.(نکته ۱۷ )
*درزبان عربی مانندفارسی گاهی مضاف الیه می تواندبین موصوف وصفت فاصله بیندازدکه دراین  صورت ،ابتدا صفت وسپس مضاف الیه ترجمه می شود.
* أشعـﺔ القمر الفضـیـﺔ        اشعه نقره ای رنگ ماه
۲۲-به جز« لن وإذن » بقیه حروف ناصبه ( أن ، کی ، لکی ، لـِ ، حتی )همراه بافعل مضارع بعدازخودبه صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.
* أن یذهبَ : که برود
* حتی یقرأُ : تا بخواند
* « لن » فعل مضارع رابه صورت مستقبل منفی تبدیل می کند.
* لن یذهبَ : هرگز نخواهد رفت
۲۳- اسم های موصول خاص ( التی ، الذی ، …)اگربلافاصله بعدازاسم دارای «ال» بیایداغلب به صورت «که » ترجمه می شود.
* الشجاعُ الذی یقول الحق .    شجاعی که حق را می گوید.
۲۴- خبر« لیت و لعلَّ » اغلب به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود.
* لعلَّ المذنب یهتدی . شاید گناهکار هدایت شود.
* لیتنی قویٌّ کی أساعد الفقراء.     کاش قوی بودم تابه نیازمندان کمک کنم.
۲۴- لای نفی جنس به صورت ( هیچ…. نیست )ترجمه می شود.
*لا تلمیذَ فی المدرسـﺔ .    هیچ دانش آموزی در مدرسه نیست.
۲۵-فعلهای مجردی که به بابهای ثلاثی مزید می روندممکن است ازنظرمعنی باریشه اصلی کلمه تفاوت داشته باشد.
عَلِمَ : فهمید ، دانست                       علَّمَ : یاد داد
حَکَی : حکایت کرد                      حاکی : تقلید کرد ، پیروی کرد
قَتَلَ :کُشت ،                                قاتَلَ : جنگید با
دَفَعَ : پرداخت ، هُل داد                إندفعَ : روانه شد ، رهسپار شد
۲۶- « فعل دعایی » هرچند ماضی باشدبه صورت مضارع ترجمه می شود.
*حَفِظَـکَ اللهُ .   خداوند تو راحفظ کند.
۲۷-جملاتی که در آنها( ضمیرفصل ، إنَّما ، قسم ،…) به کاررفته است به صورت تأکیدی ترجمه می شود.
* والعصرِ إنَّ الانسان لفی خسرٍ .    سوگند به عصر که واقعاً انسان درزیان است .
* الله هو الغنیُّ .    تنها خداست که بی نیاز است.
۲۸- تقدیم یک کلمه ازقبیل «مفعول و یاجارومجرور» نیزجنبه تأکیدی به جمله می دهد.
* إیاک نعبدُ .    تنها تورا عبادت می کنیم.
* الیَّ المصیر . یقیناًبازگشت به سوی من است.
۲۹- هنگام ترجمه باب تفاعل معمولاً ازکلمه «بایکدیگر یا با هم »  ودرباب مفاعله اغلب ازکلمه « با »  استفاده می کنیم.
* تقاتَلَ الاعداء.     دشمنان بایکدیگر جنگیدند.
*کاتبَ محمدٌ سعیداً.   محمد باسعید نامه نگاری کرد.
۳۰- درجملاتی که تمییزنسبت به کاررفته است می توان تمییز رابه صورت « مبتدا یا فاعل یامفعول به »ترجمه کرد.
*  هی أکثرُمنّی صبـراً .      صبراوازمن بیشتر است.
* طابت الطالبـﺔ خُلقاً .        اخلاق دانش آموزنیکو شد.
* فجَّرنا الارضَ عیوناً .     چشمه های زمین راشکافتیم.
حالتهای فعل: بررسی نوع فعل، زمان فعل با در نظر گرفتن نکات مربوط ، می تواند راهگشای خوبی برای انتخاب درست گزینه باشد.
 الف) فعل ماضی:
۱) ماضی ساده: بن ماضی: ذَهَبَ: رفت
۲) ماضی منفی: ما + فعل ماضی: مانَصَرُوا: یاری نکردند
۳) ماضی نقلی مثبت: قَد + فعل ماضی: قَد أَثبَتوا: ثابت کرده اند
قَدحَصَلَ المسلمونَ علی درجاتٍ عالیةٍ: مسلمانان درجات والایی را به دست آوردند.
قدأَلَّفوا علماءَالاسلامِ کتبا قیما: دانشمندان اسلام کتابهای ارزشمندی را نگاشته اند.
۴) ماضی منفی با لَم، لمّا + فعل مضارع: لَم یَنصُروا: یاری نکردند. ماضی منفی به دو صورت امکان پذیر است.
(مانَصَرُوا / لَم یَنصُروا)، (ما نَجَحتُ / لَم أَنجَح = موفق نشدم )
البته برای ماضی منفی از شکل دوم استفاده می شود.
۵) ماضی بعید: کانَ +… + قد + فعل ماضی: کانَ قَد قَرَأَ)َخوانده بود). کُنتَ قَد عَلَمتَ(دانسته بودی).
کانَ العلماءُ قَدقَدّموا خدماتٍ جلیلةٍ: دانشمندان خدمات بزرگی را تقدیم کرده بودند.
کانَت المسلمات قد اِشترکنَ فی المظاهرات: زنان مسلمان در تظاهرات شرکت کرده بودند.
البته بودن یا نبودن “قد” در ماضی بعید تاثیری در معنای فعل ندارد.

۶) ماضی استمراری: کان +….+ فعل مضارع : کانَ یَعلَمُ( می دانست)
کانَ علیٌ یُدافِعُ عن الوطن: علی از وطن دفاع می کرد. کانَ الباحِثوُنَ المسلمونَ یُهاجِروُنَ … : محققان مسلمان مهاجرت
می کردند. (ریاضی ۸۷)
پس به تعریب این عبارات دقت کنید: استقبال می کردیم: کنّا نَستَقبِلُ. با خودم فکر می کردم: کنتُ أفکّرُ فی نفسی. تنبلی می کردند: کانوا یَتکاسِلوُنَ. اگر کان و فعل کنار هم بیاید باید صیغه های کان با فعل مطابقت کند. اگر با فاصله بیاید مفرد می آید.
عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ.« قَد تَزَیَّنَت الأرضَ فی الرَّبیع فتبتهجُ عُیوننا لمّا نَنظُر إلَیها » (سراسری تجربی ۸۶)
۱) زمین در بهار آراسته گشته لذا هنگامی که به آن می نگریم چشمان ما شاد می گردد.
۲) زمین در بهار تزئین گشته لذا چشم ما را در زمان نگریستن به آن به وجد می آورد.
۳) در فصل بهار زمین خود را مزیّن می کند لذا زمانی که به آن نگاه می کنیم چشم ها به وجد می آید.
۴) در هنگام بهار زمین خود را می آراید لذا هنوز به آن نگاه نیانداخته ایم که چشمانمان شاد می شود.
پاسخ گزینه ی«۱» گزینه های (۱) و (۲) فعل «قد تزیَّنَت» را به صورت ماضی نقلی ترجمه کرده اند ولی گزینه ی (۲) به خاطر ترجمه ی «عیوننا» (چشمان ما) اشتباه است.
عیِّن الأصحَّ و الأدقَّ. (سراسری تجربی ۸۶)
«در گذشته ادبای ما افتخار می کردند که از زبان قرآن برای نوشتن آثار خود استفاده می کنند»
۱) فی القدیم أدباؤنا کانَ یَفـتَخرونَ بأنَّهُم مِن اللُغةِ القرآنیة یَستَفیدونَ لکتابة آثارهم
۲) کان أدباؤنا فی الماضی یَفتَخرونَ بأنَّهم مِن اللغة القرآنیة یَستَفیدونَ لکتابه آثارهم
۳) أدیباتنا کانت یَفتَخرنَ باالاستفاده من اللغة القرآنِ لکتابه آثارهم
۴) أهل أدبنا کان یَفتخَرُ بأنَّهم سیَستَفیدونَ مِن لغة قرآن لکتابه آثارهم فی القدیم
پاسخ گزینه ی«۲» در گزینه های (۱) و(۳) چون«کان» بر سر فعل آمده است باید با آن به لحاظ صیغه مطابقت کند.
بنابراین صحیح آن ها به ترتیب «کانوا یَفتخَرونَ» و «کنَّ یَفتَخرنَ» می باشد و در گزینه ی (۴) نیز فعل «کان یَفتخرُ»با مبتدای خود «أهل ادب» که جمع است مطابقت نداشته و صحیح آن «کانوا یَفتَخرونَ» می باشد و هم چنین آمدن حرف استقبال (س) بر سر فعل «یستفیدون» اشتباه است.زیرا فعل معنای آینده ی مثبت می دهد.
عیِّن الخطأ: (سراسری تجربی ۸۶)
۱) یجِبُ علینا أن نَعرف واچبنا باالنسبةِ إلی والدینا: ما باید وظیفه ی خود را نسبت به پدر و مادر خود بشناسیم.
۲) الطُّلابُ نَجَحوُا مبارزاة کُرة السِّلةِ الیوم: دانش آموزان امروز در مسابقه ی بسکتبال موفّق شدند.
۳) شارک معلِّمونا فی ندوةٍ علمیّةٍ فی خارج البلاد: معلم های ما در یک همایش علمی در خارج از کشور شرکت کرد.
۴) کان شبابُنا المجاهدونَ یَندَفِعونَ إلی ساحة الحرب المفروضة: جوانان رزمنده ی ما به سوی میدان جنگ تحمیلی روانه می شوند.
پاسخ گزینه ی«۳» هر چند «شارک» فعل مفرد است ولی با توجّه به فاعل آن (معَلِّمونا) که جمع می باشد طبق قاعده ی گفته شده در فوق،باید به صورت جمع ترجمه شود.بنابراین،ترجمه ی صحیح آن «شرکت کردند» می باشد.

 ب) فعل مضارع:
۱ ) مضارع ساده: فعل مضارع: یذهبُ: می رود. اگر با قد بیاید معنای “گاهی” می آید: قَد یَذهبُ : گاهی می رود.
اگر با(ل) بیاید اکنون معنا می دهد: لِیَذهَب: اکنون می رود، داردمی رود.
۲ ) مضارع منفی: لای نفی + فعل مضارع : لا تُریدُونَ: نمی خواهید.
اجازه نمی دهیم: لانَسمَحُ . لاأنسَی: فراموش نمی کنم. پیشرفت نمی کند: لایَتَقَدَّمُ
۳) مضارع نهی: لای نهی + فعل مضارع مجزوم: امر منفی ( لا تَحزَنوُا : ناراحت نباشید)
۴) مضارع مستقبل: الف) مستقبل مثبت :سَ (یا ) سَوفَ + فعل مضارع مرفوع: ( سَوف نَستَقبِلُ : استقبال خواهیم کرد.
ب) مستقبل منفی: لن + فعل مضارع منصوب: ( لَن تَنالُو البِرِّ: به نیکی هرگز نخواهید رسید). هرگاه جمله ای که با (لَن) شروع شده باشد و (إلّا) نیز داشته باشد، جمله را می توانیم به صورت آینده مثبت ترجمه کنیم: لَن نَزِیدَکُم إلّا عَذاباً : هرگز بر شما عذابی را نخواهیم افزود.
۵) مضارع انکاری: لَم(یا) لَمّا + فعل مضارع مجزوم: (لَم یَذهَب: نرفت ، لَمّا یَذهَب: نرفته است)
تعریب: هرگز شنیده نشده است: لَم یَسمَع
۶) مضارع التزامی: { أَن (که) لِ (برای اینکه) کَی (برای اینکه) حَتّی (تا)} + فعل مضارع منصوب:
(یُریدُ المُسلمونَ أَن یَکتَسِبُوا مکانةً رَفِیعةً: مسلمانان می خواهند جایگاه والایی کسب کنند)،
(لا تَترُک العَمَلَ حَتّی تَبلغَ مُناکَ: کار را رها نکن تا به آرزوهایت برسی). (عَلَینا أَن نَسعَی: ما باید تلاش کنیم ).
* فعل مجزوم بعد از فعل های طلبی (امر یا نهی) به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود: قَصِّر الآمالَ فِی الدُّنیا تَفُز: آرزو ها را در دنیا کوتاه کن تا پیروز شوی. فَرِّق تَسُد: تفرقه بینداز حکومت کن.
۷) مضارع استفهام انکاری: أَ + لَم + مضارع مجزوم : ألَم تَعلَم أن الله یری: آیا ندانسته ای که خدا می بیند.
۸) مضارع التزامی + اخباری: در صورتی است که یکی از ادات یا حروف شرط (من: هر کی) (ما: هرچه) (إن: اگر) (این: هر جا) (مَتَی: هر زمان) و … بر سر دو فصل مضارع بیاید، فعل اول را فعل شرط و فعل دوم را جواب شرط می گویند. فعل شرط به صورت مضارع التزامی و جواب شرط به صورت مضارع اخباری ترجمه میشود: ما تَطلُب تَجِد: هر چه طلب کنی می یابی. إِن تَدرُس تَنجَح: اگر درس بخوانی موفق می شوی. فعل شرط و جواب شرط در صورت ماضی بودن به صورت فوق ترجمه می شوند. إن صَبرتَ ادرکتَ بِصَبرِکَ مَنازِلَ الأَبرارِ: اگر صبر کنی به جایگاه نیکان می رسی.
اگر إذ و إذا بر سر فعل ماضی بیاید، مضارع التزامی ترجمه می شود.
إِذا جاءَ نَصرُاللهِ وَ الفَتحُ و رَأَیتَ النّاسَ … هنگامی که یاری و پیروزی خدا بیاید مردم را می بینی.
إذا الشَّمسِ کُوِّرَت: هنگامی که خورشید بی فروغ گردد.
عَیِّن الأَصحَّ و الأَدقَّ. (سراسری تجربی ۸۶)
«إذا إنکسر ضوءِ الشَمسِ فی قطراتِ الماء الصغیرة الموجودة فی الجوِّ، تَحَدَّث ظاهرةُ باسم قوس قزح»
۱) هنگامی که نور خورشید در قطرات کوچک آب موجود در هوا بشکند، پدیده ای به نام رنگین کمان اتفاق می افتد.
۲) وقتی شعاع خورشیدی در قطرات کوچک اب موجود در جو شکست، شکل آشکار قوس قزح ظهور می یابد.
۳) هر گاه اشعه خورشید در قطرات کوچک آبهای موجود در فضا شکست، جلوه ی ظاهری رنگین کمان پدیدار می شود.
۴) زمانی که نور خورشید در قطره های آب کوچک موجود در جو شکسته شود، قضیه ی قوس قزح به وجود می آید.
پاسخ گزینه ی«۱» فعل شرط «إنکسر» در گزینه های (۱) و (۴) به صورت ماضی التزامی ترجمه شده است ولی با توجه به این که در گزینه ی (۴) ترکیب وصفیـ اضافی (قطرات کوچک اب) به اشتباه به صورت (قطره های آب کوچک)ترجمه شده است و نیز مجهول ترجمه شدن فعل «إنکسر»، گزینه ی(۱)صحیح است.

 ج) فعل امر :
۱) امر حاضر: (مضارع مجزوم) إذهب: برو
۲) امر غائب با لام: ل+ مضارع مجزوم: لِنبتعد عن التّکاسلِ: باید از تنبلی و سستی دوری جوییم.

 به کاربرد لام ( لازم جازمه ؛ لام ناصبه , لام جر ) در جمله ها دقت شود.
لام امر: به معنی ( باید): لِیَعبُدوا رَبَّ هذا البیتِ: باید صاحب این خانه را عبادت کنند.
لام ناصبه: به معنی (تا، برای اینکه ): إِجتَهدتُ لِأَنجَحَ: تلاش کردم برای اینکه موفق شوم.
لام جر: به معنی ( از – برای ): الملکُ لِلهِ: حکومت از آن خداست.
عیِّن الأصحَّ و الأَدقَّ. (سراسری تجربی ۸۶)
«لِیَعلَم الانسان أنَّ العناوینَ و الألقابَ لا قیمة لَها مادامَت لا تقترن بالسَّعی و العمل»
۱) انسان ها باید بدانند که عنوان ها و لقب ها تا زمانی که همراه سعی و عمل نباشد هیچ ارزشی ندارد.
۲) هر انسانی می داند که عنوان ها و القاب ها تا هنگامی که همراه سعی و عمل می باشد،قیمت دارد.
۳) هر فردی باید درک کند که عناوین و القاب وقتی دارای ارزش است که همراه تلاش و کار باشد.
۴) تا یک شخص آگاه باشد که عناوین و لقب ها بی ارزش هستند مادامی که همراه تلاش و کوشش نباشند.
پاسخ گزینه ی«۱» هر چند به جز گزینه ی(۲) ما بقی گزینه ها نیز فعل«لِیَعلَم» را به صورت مضارع التزامی ترجمه کرده اند، اما به خاطر این که «الانسان» که معرفه است، در سایر گزینه ها به صورت نکره (هر انسانی- هر فردی – یک شخص)ترجمه شده است، گزینه (۱) صحیح می باشد.

 فعل در آغاز جمله مفرد آورده می شود، هرچند که فاعل آن مثنی یا جمع باشد و در ترجمه فارسی فعل را باید در آخر معنی کرد: کَتَبَ الطُّلّابُ دُروسَهُم: دانش آموزان درسهایشان را نوشتند.

 برخی از افعال همراه حرف جری می آیند که در ترجمه به فارسی نیازی به ترجمه آنان نیست: بَحَثَ عَن : جستجو کرد، شَعَرَ بـِ : احساس کرد، حَصَلَ عَلی: به دست آورد.
از مواردی که باید دقت شود این است که فعل ماضی ، مضارع و أمر به جای یکدیگر ترجمه و یا تعریب نشوند:
عَیِّن الخطأ: (سراسری ریاضی ۸۶)
۱) تعرّفت عتی مَن هو أرفع مقاماً فی بلادنا: با کسی که از نظر مقام در کشور ما بالاتر است آشنا شدیم.
۲) إنَّهُ یجدّ جدّاً للوصول الی النّجاح فی الحیاة: او برای رسیدن به موفقیت در زندگی بسیار تلاش می کند.
۳) کالبطل الّذی یضحّی بنفسه لکرامةشعبه: مانند پهلوانی که برای کرامت ملّت ها فداکاری کرده است.
۴) فلن یَنساه النّاس و یَتّخذونه أسوة لهم: پس مردم او را فراموش نخواهند کرد و او را الگویی برای خود قرار می دهند.
پاسخ گزینه ی«۳» زیرا فعل «یُضحّی» (فداکاری می کند) به صورت ماضی (فداکاری کرده است) ترجمه شده است.

 بیشتر فعل ها در بابهای مختلف معنای مختلف می گیرند:
کَبُرَ: بزرگ شد کَبَّرَ: بزرگ داشت تَکَبَّرَ: تکبر ورزید إِستَکبَرَ: سرکشی کرد
عَلِمَ: دانست عَلَّمَ: یاد داد (آموخت) تَعَلَّمَ: یاد گرفت أَعلَمَ: فهماند

 فعل ( قامَ ) به معنای( برخاست) است. ولی اگر حرف جری در آن جمله به کار رود به معنای ( انجام داد، پرداخت )
می آید. قامَ بِتَبجیلِهِ: به بزرگداشت آن پرداخت.
عَیِّن الخطأ:
۱) أعرفُ نوعاً مِن النَّمل یقُوم بزراعة النباتات: نوعی از مورچه را می شناسیم که برای کشف گیاهان به پا می خیزد.
۲) لَن یَرجَعَ المُعلّمُ الّا یَرجع کلُّ التلامیذِ: معلم به کلاس بر نخواهد گشت مگر این که همه ی دانش آموزان برگردند.
۳) التلامیذُ قاموا بالأعمال المفیدة: دانش آموزان به کارهای مفید پرداختند.
۴) علی المعلّمینَ أن یُعَلِّموا التلامیذَ: معلمان باید دانش آموزان را آموزش بدهند.
پاسخ گزینه ی«۱» زیرا ترکیب «قامَ» به همراه حرف جرّ«بـ» به معنای پرداختن یا اقدام کردن است. بنابراین، ترجمه ی صحیح «یَقوم بِزِراعة النَّباتات»، «به کشت کیاهان می پردازد» می باشد.

 در بابهای مزید در تشخیص فعلها اشتباه نکنید. گاهی تشخیص ماضی و امر تنها در یک حرکت فتحه و یا کسره است: جاهَدُوا: مبارزه کردند جاهِدُوا: مبارزه کنید، عَلَّموُا: یاد دادند عَلِّموُا: یاد دهید. در باب تفعل و تفاعل در صیغه های مثنی، جمع مذکر ـ جمع مونث یکسان است: تعاوَنا ـ تعاوَنوُا ـ تعاون یا تَعَلَّما، تَعَلَّموا ـ تَعَلَّمنَ.
عَبِّن الأصحَّ و الأَدقَّ. «تأثّرت الطالباتُ بکلام مُعلمتهنَّ عمیقاً فَتَغَیِّرَ اسلوب تَعَلّمهمنَّ» (سراسری انسانی ۸۳)
۱) دانش آموزان از کلمات معلم خویش تأثیر ژرفی می پذیرفتند. بنابراین اسلوب آموزشی آن ها دگرگون می شود.
۲) دانشجویان از حرف معلم خویش عمیقاًمتأثر شدند. لذا نحوه ی آموزش خود را عوض کردند.
۳) شاگردان از سخن معلم خود تأثیر عمیقی پذیرفتند و شیوه ی آموختن خویش را تغییر دادند.
۴) دانش آموزان عمیقاً تحت تأثیر سخن معلم خود قرار گرفتند. لذا روش آموختن آن ها تغییر کرد.
پاسخ گزینه ی«۴» فعل های «تأثّرت» و «تَغَیِّر» هر دو ماضی، معلوم و لازم هستند،چون از باب تَفَعُّل اند و فعل هایی که در این باب هستند اغلب لازم می باشند، در حالی که در سایر گزینه ها به صورت متعدی و یا مجهول ترجمه شده است.

 به معانی باب های ثلاثی مزید دقت کنید. باب های افعال و تفعیل برای متعدی کردن فعل ها به کار می روند: اضحک: خنداند. باب های مفاعله و تفاعل برای مشارکت، با این تفاوت که در باب مفاعله مشارکت، یک طرفه است یعنی یکی فاعل و دیگری مفعول است: کاتَب التِّلمیذُ صَدیقَهُ: دانش آموز با دوستش نامه نگاری کرد. اما در باب تفاعل، مشارکت دوطرفه است: تَضارَب الرَّجُلانِ: دو مرد یکدیگر را زدند. دقت کنید که پس از فاعل در باب مفاعله لفظ (با ) و در ترجمه تفاعل لفظ ( یکدیگر، با هم ) می آید. باب های انفعال، افتعال و تفعل برای مطاوعه یا پذیرش اثر می آید: فَهَّمتُ الدَّرسَ فَتَفَهَّمَ: درس را فهماندم پس فهمید. و باب استفعال برای طلب و درخواست می آید: إِستَغفَرَ المُؤمِنُ مِنَ اللهِ: مومن ازخدا طلب آمرزش کرد.

 یکی از نکات مهم در ترجمه، توجه به لازم یا متعدی بودن فعل و تشخیص فعل و فاعل است وقتی عبارت دارای فعل متعدی را ترجمه می کنیم در زبان فارسی معمولاً مفعول را به همراه را ترجمه می کنیم ولی گاهی افعالی در جمله می آید که در ترجمه فارسی آنها شاید مجبور باشیم مفعول را به صورت متمم ( از به با ) ترجمه کنیم:
احتل الوالی البستان: حاکم باغ را اشغال کرد. سالت المعلم: از معلم پرسیدم.
جاهدوا اعداء الدین: با دشمنان دین جهاد کنید. (جاهدوا باب مفاعله ودر ترجمه فارسی با می آید).
اجابه: به او پاسخ داد نال غایته: به هدف خود رسید.

 در ترجمه افعال دو مفعولی (رزق: روزی داد علم: یاد داد وجد: یافت أعطی: بخشید جعل: قرار داد سمی: نامید أذاق: چشاند أری: نشان داد کسی: پوشاند أقرض: قرض داد حسب: پنداشت أدخل: وارد ساخت…) معمولاً مفعول به اول را به صورت متمم ترجمه می کنیم: وعد الله المؤمنون والمومنات جنات: خداوند به مومنان زن و مرد بهشتهایی را وعده داد.
جعلتُک امیناً علی اسراری: تو را بر اسرار خویش امین قرار دادم.

 باید توجه کرد که در ترجمه فعلهای مجهول به زبان فارسی اغلب از فعل( شدن ) استفاده میشود:
بنی مسجد فی مدینة: مسجدی در شهری ساخته شد.
یسمع تغرید الطیور فی الغابة: آواز پرندگان در جنگل شنیده می شود.

 در جمله های اسمیه بدون فعل (یعنی خبرشان جمله فعلیه نباشد) از صیغه های مختلف فعل ربطی (است) استفاده می شود: الشهداء قنادیل الامة: شهیدان چراغ های مردم هستند. اما اگر خبرشان به صورت مثنی وجمع مذکر باشند به صورت مفرد ترجمه می شوند: المومنون صادقون فی حیاتهم: مومنان در زندگی خود راستگو هستند.

 گاهی ضمیر منفصلی بین مبتدا و خبر یا اسم و خبر می آید که به ضمیر فصل معروف است در ترجمه این ضمایر فصل باید کلمات ( تنها، فقط، همان) به کار برد: هولاء هم الذین ضحوا باثمن ما عندهم: اینها همان کسانی هستند که گرانبه ترین چیز خود را فدا کردند.

 در مورد یجبُ یا (علی + ضمیر یا اسم) که معمولاً در ابتدای جمله می آید باید در ترجمه قید شود: یجب علی الطالب أن یکون مجداً: دانش آموز باید کوشا باشد. یجب علینا أن نومن: باید ایمان بیاوریم.
تعریب: باید به فرهنگمان ایمان بیاوریم: علینا أن نعتمد علی ثقافتنا
عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ. «یَجبُ علینا أن نُظهّر قُلوبنا مِن التَّشاؤم حتّی نَری جمال الحَقیقَةِ» (سراسری تجربی ۸۶)
۱) بر ماست پاکیزه کردن قلب ها از بدی تا زیبایی حق را نظاره کنیم.
۲) ما باید دل هایمان را از بدبینی پاک کنیم تا زیبایی حقیقت را ببینیم.
۳) بر ماست که دل هایمان از بدبینی پاک شود تا جمال حقیقی را مشاهده کنیم.
۴) پاکیزگی قلوب را از امور شوم بر ما واجب کرده اند تا شاید زیبایی حقیقت را بنگریم.
پاسخ گزینه ی«۲» فعل «أن نُطهّر» فقط در گزینه ی(۲) به صورت مضارع التزامی(پاک کنیم)ترجمه شده است و در گزینه ی(۳) هر چند «پاک شود» مضارع التزامی است ولی به صورت مجهول و به صیغه ی«للغائب»ترجمه شده در صورتی که باید به صورت معلوم و صیغه ی «للمتکلم وحده» ترجمه شود.

 لفظ باید به گونه های زیر می آید:
۱) علی + اسم یا ضمیر + مضارع منصوب همراه ( أن ) : علینا أن نذهب : باید به مدرسه برویم
۲) علی + اسم یا ضمیر + مصدر : علینا الاجتهاد فی الدرس : باید در درس تلاش کنیم.
۳) یجب + علی+ اسم یا ضمیر +مضارع منصوب همراه (أن): یجب علینا أن نذهب: باید که برویم.
۴) (ل ) امر از مضارع مجزوم شده: لیذهب: باید برود.
 هرگاه کان با (ل) یا (ل) به همراه ضمیر یا اسمی بیاید، به معنی داشت و اگر با (ما) بیاید به معنی نداشت است و اگر بدون کان باشد، به معنی دارد یا دارند و چنانچه با (ما) بیاید ندارد یا ندارند ترجمه می شود. به مثال ها دقت کنید:
کانَ + (لِ , لَ + اسم یا ضمیر): داشت – کان له قلم: قلمی داشت یا کان لی کتاب: کتابی داشتم
ما کانَ + (لِ , لَ + اسم یا ضمیر): نداشت — ما کانَ له أثر: اثری نداشت.
(لَ , لِ + عند) + ضمیر: دارد، ندارند — لهم أجر غیر ممنون: پاداشی بی منت دارند.
ما لکم من ولی ولا نصیر: شما یار و یاوری ندارید. لی أصدقاء: دوستانی دارم.
اگر لیس با (ل ) بیاید به معنی نداشتن است: لیس لنا مستشفی مناسب: بیمارستان مناسبی نداریم.
عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ. (سراسری تجربی ۸۳)
«کانت لکلماته أثرٌ عمیقٌعلی قلوبنا، أحدَثت تغییراً عظیماً فی اسلوب تَعَلُّمنا»
۱) سخنانش در دل ها اثر به سزایی گذاشت و موجب تغییر فراوان در شیوه ی یادگیری شد.
۲) سخنان او بر دل هایمان تأثیر عمیقی داشت و برای شیوه ی یادگیری هایمان تغییر فراوانی را فراهم آورد.
۳) کلمات او تأثیر عمیق گذاشت و باعث تغییر فراوانی در شیوه ای شد که ما یاد گرفتیم.
۴) سخنان او تأثیر عمیقی بر دل های ما داشت و تغییر بزرگی در شیوه ی یادگیری ما ایجاد نمود.
پاسخ گزینه ی«۴» گزینه های (۲) و (۴) ترکیب «کانت + ل»را به صورت «داشت»ترجمه کرده اند ولی گزینه ی(۲) به خاطر ترجمه «اسلوب تَعَلُّمنا» (شیوه های یادگیری ما)به «شیوه ی یادگیری هایمان»اشتباه است.

 نکته مهم در تستهای ترجمه معانی اسمهای اشاره است. اگر بعد از اسم اشاره، اسم (ال) نداشته باشد( = نکره باشد )اسم اشاره به همان شکل خودش ترجمه می شود:
هذا طالب نشیط: این، دانش آموزی کوشا است. هذان طالبان نشیطان: اینها، (این دو) دانش آموزانی کوشا هستند.
هولاء طلاب نشیط: اینها، دانش آموزانی کوشا هستند.

 اما اگر همراه (ال) باشد، اسم اشاره به صورت مفرد ترجمه می شود. خواه مشارالیه مثنی یا جمع باشد:
هذا الطالب نشیط: این دانش آموز، کوشا است. هذا الطالبان نشیطان: این دانش آموزان، کوشا هستند.
هولاء الطلاب نشیطون: این دانش آموزان، کوشا هستند.
عَیِّن الخطأ: (سراسری تجربی ۸۶)
۱) لِهؤلاءالنِّساءاطفالٌصَغیرةٌ: اینان زنانی هستندکه کودکان کوچکی دارند.
۲) جائزةُ اولئک التلامیذِ ذهابٌ إلی المحتفِ: جایزه ی آن دانش آموزان رفتن به موزه است.
۳) لَم یُخرِج المُعَلّمُ هؤلاءالطلابُ حتّی الآنَ: معلم تاکنون این دانش آموزان را اخراج نکرده است.
۴) نجاةُ المؤمنِ فی اداء هذه الأعمال: نجات مؤمن در انجام این کارها است.
پاسخ گزینه ی«۱» زیرا مشار الیه (النساء) معرفه به «ال» است و در این صورت اسم اشاره حتّی اگر جمع نیز باشد، به صورت مفرد ترجمه می شود. بنابراین ترجمه ی صحیح این جمله به این صورت است:«این زنان کودکان کوچکی دارند»
عیِّن الخطأ «این نویسندگان آثار بسیاری دارند اما هنوز آن ها را منتشر نکرده اند»
۱) آثار عدیدة لهؤلاء الکتّاب ولکنّهُم لَمّا ینشروها ۲) هؤلاء الکاتبات لهنَّ آثار عدیدة الّا أنّهنَّ لَم یُنشرنها حتّی الآنَ
۳) هؤلاء الکاتبونَ لَهما آثار کثیرة غیر أنّهنَّ لَمّا یُنشرونِها ۴) هؤلاء الکاتبات لَهُنَّ آراء متعدّدة، غیر أنهنَّ لمّا یُنشرنَها
پاسخ گزینه ی«۳» ضمیر «هما» در این کزینه با مرجعش «هؤلاء الکاتبون» مطابقت ندارد، زیرا «هما» مثنی است در حالی که «هؤلاء الکاتبون» جمع می باشد. علاوه بر آن چون «لمّا» از حروف جازمه است، نون عوض رفع در فعل «یُنشرون» به سبب مجزوم شدن باید حذف شود و صحیح آن «لمّا یُنشروها» می باشد.
بهتر است برای ترجمه بهتر پس از اسم دارای (ال) ویرگول بگذاریم یا مکث کنیم و قبل از اسم بدون (ال) ویرگول یا مکث کنیم.

 برای اسمهای نکره (تنوین دار) بهتر است در ترجمه یکی از نشانه های نکره (ی)، (یک)، (یکی) استفاده کنیم: فی یوم من الایام رای بلبلٌ صقراً: در روزی از روزها، بلبلی یک شاهین را دید.

 همیشه در ابتدای جمله( إنّ به معنای: همانا، به درستی که، یقیناً، مسلماً ) می آید گاهی ترجمه این کلمه تاکیدی در ترجمه نمی آید. اما با ( أنّ) به معنای (که و این که) اشتباه نکنید که در وسط جمله می آید و اگر(أنّ ) بعد از مبتدا، بیاید ( این است که) معنا می دهد: الحقیقه ان: حقیقت این است که. و انما نیز در ابتدای جمله به معنی فقط می باشد.
إن الله یامر بالعدل و الاحسان، خداوند به عدالت و نیکوکاری دستور می دهد.
اعلم أن المومنین فائزون: بدان که، مومنان، رستگارند.
انّما الاعمال بالنیات: اعمال فقط به نیت ها است.

 در ترجمه جمله وصفیه (جمله ای که بعد از اسم نکره بیاید) باید حرف «که » بیاید. جمله وصفیه امکان دارد به صورتهای مختلف بیاید:
۱) ماضی و مضارع که به صورت ماضی استمراری ترجمه می شود: سمعت نداءً یدعونی: شنیدم صدایی که مرا فرا می خواند.
۲) ماضی و ماضی که به صورت ماضی بعید و یا به صورت ماضی ساده ترجمه می شود: إشتریت کتابا قد رایته فی المکتبة: کتابی را خریدم که در کتابخانه دیدم یا دیده بودم.
۳) مضارع و مضارع که به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود: أفتش عن کتابٍ یساعدنی فی فهم النصوص: دنبال کتابی میگشتم که مرا در فهم متون یاری رساند.

 ترجمه جملات حالیه نیز چنین است:
ماضی و مضارع که به صورت ماضی استمراری ترجمه می شود: جاء التلمیذ وهویضحک: دانش آموز آمد در حالی که می خندید.
ماضی و ماضی که به صورت ماضی ساده یا ماضی بعید ترجمه می شود: خرج المعلم و قد علمنا اشیاء کثیرة: معلم خارج شد در حالی که مطالب زیادی را به ما آموخت یا آموخته بود.
مضارع و مضارع که به صورت مضارع اخباری ترجمه می شود: تدرس الطالبه و هی تسعی للوصول الی الغایات السامیة: دانش آموز درس می خواند در حالی که برای رسیدن به اهداف والا تلاش می کند.
و ترجمه حال مفرد نیز با پیشوند «ان » « ا » و « با» است. جاء التلمیذ ضاحکاً: دانش آموز خندان آمد.
عَیِّن الصّحیح: (آزمایشی سنجش ۸۶)
۱) اُفَتّشُ عَن کُتب تُساعِدُنی فی واجباتی الحدیثة: به دنبال کتاب هایی می گردم که مرا در تکالیف جدیدم یاری می کرد.
۲) دَخَلَ المُعَلِّمُ الصَّفَّ و هو یَبتَتمُ بلطفٍ و حنانٍ: معلم به کلاس وارد شددر حالی که با لطف و مهربانی لبخند می زند.
۳) رایتُ التلامیذَ و هم یُطالعونَ الدروسَ بجدٍّ: دانش آموزان را دیدم در حالی که درس ها را با جدّیت مطالعه می کنند.
۴) شاهدتُ أصدقائی الّذی فازوا بالمسابقات: دوستانم را که در مسابقات برنده شده بودند، دیدم.
پاسخ گزینه ی«۴» در گزینه ی(۱)، «یاری کند» صحیح است، زیرا هرگاه فعل دو جمله ای مرتبط با هم، هر دو مضارع باشند، فعل مضارع جمله ی دوم به صورت ماضی التزامی ترجمه می شود. در گزینه های (۲) و (۳) «لبخند می زد، مطالعه می کردند» صحیح است، زیرا فعل جمله ی اول، ماضی و فعل جمله ی دوم، مضارع است و در این حالت فعل مضارع
به صورت ماضی استمراری ترجمه می شود. اما در گزینه (۴) چون فعل دو جمله ای مرتبط با هم هر دو ماضی اند، طبق قاعده، فعل ماضی دوم به صورت بعید ترجمه می شود.

 به ترجمه ی اسم های مشتق توجه کنید:
اسم فاعل در ترجمه فارسی از پسوند (نده، ا) استفاده می شود: عالم : دانا مدافع: دفاع کننده
اسم مفعول در ترجمه فارسی از پسوند (شده) استفاده می شود: مکتوب: نوشته شده
در ترجمه و تعریب اسم های مشتق باید دقت لازم نمود تا مبادا این اسامی به اشتباه ترجمه شود.
عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ: «کانت شمس الصّحرا مُحرقةٌ جدّاً والنّاسُ یواصلونَ طریقهم فیها بصعوبة» (سراسری ریاضی ۸۵)
۱) خورشید صحرا جداً می سوزاند و باعث می شود مردم راهشان را به سختی بپیمایند.
۲) در صحرا خورشید جداً داغ می کند و مردم راهشان را با سختی زیاد طی می کنند.
۳) در صحرا آفتاب واقعاً سوزان است و مردم راه خود را در آن سخت می پیمایند.
۴) آفتاب صحرا واقعاً سوزان بود و مردم در آن به سختی راهشان را ادامه می دادند.
پاسخ گزینه «۴» کلمه «محرقة» اسم فاعل باب افعال است و به معنای سوزان می باشد که در گزینه های (۱) و (۲) به اشتباه «می سوزاند، داغ می کند» ترجمه شده است و با توجه به اینکه «صحرا» در گزینه (۳) «در صحرا» ترجمه شده است و نیز ترجمه فعل «یواصلون» «می پیمایند» که باید به صورت ماضی استمراری«می پیمودند» می آمد، این گزینه نیز نادرست است.
و امّا اسم تفضیل اگر قبل از حرف جر(من) بیاید، (تر) معنی می دهد: هُوَ اَکبَرَ مِنِّی: او ازمن بزرگتر است. اما اگر بعد از آ ن اسم مجروری بیاید(ترین) معنی می دهد: هُوَ أَحسَن النّاسِ عَقلاً: او دانا ترین مردم است. اگر بعد از اسم تفضیل، تمییزی بیاید، به صورت یک کلمه ترجمه می کنیم: هُوَ أَحسَنُ أَخلاقاً: او خوش اخلاق تر است یا اخلاق او بهتر است.

 از موارد بسیار مهم، ترکیب های وصفی و اضافی است که ما را در حذف گزینه ها می تواند یاری کند.

 ترجمه صفت در زبان فارسی به صورت مفرد است، اگر چه در عربی صفت، مثنی یا جمع بیاید:
التِّلامیذُ المُجتَهِدونَ: دانش آموزان کوشا النّساءُ الفاضلاتُ: زنان اندیشمند (فرزانه)

 هر گاه مضاف الیه (ضمایر متصل بعد از اسم) قبل از صفت بیاید، در ترجمه باید آن را پس از صفت معنی کرد:
إنّی اُحِبُّ إِخوانی المُجِدّینَ: همانا من برادران پرکارم را دوست دارم.
إنَّ الأَرضَ یَرِثُها عِبادی الصّالِحونَ: زمین را بندگان نیکوکار من به ارث می برند.

عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ: «مِن اهدافنا المهمّة تشجیعا لطلّاب إلی الإستقادة مِن فرص الخیر»
۱) از اهداف مهم ما تشویق دانش آموزان است به استفاده از فرصت های خوب.
۲) از هدف های اصلی واداشتن شاگردان به بهره وری از فرصت های نیک می باشد.
۳) استفاده از فرصت های بهتر از اهداف تشویق دانشجویان به امور مهم می باشد.
۴) تشویق دانش آموزان در بکارگیری خوب از فرصت ها، از اهداف اساسی ما است.
پاسخ گزینه«۱» ترکیب وصفی، اضافی «اهدافنا المهمّة» فقط در این گزینه به صورت صحیح ترجمه شده است. زیرا، در گزینه (۲)، مضاف الیه یعنی ضمیر «نا» ترجمه نشده است و «اصلی» نیز معادل دقیقی برای «المهمّة» نمی باشد. در گزینه (۳) مضاف الیه «نا» و صفت «المهمّة» در ترجمه نیامده است و در گزینه (۴) نیز «اهداف اساسی ما» ترجمه ی دقیقی برای «اهدافنا المهمّة» نمی باشد.
تذکر مهم: گاهی مصدر به صورت فعل ترجمه می شود: قَصَدتُ الرّجوعَ اِلی المَکتَبَةِ: خواستم به کتابخانه برگردم…

 کلمه بعد از « کُلّ» اگر نکره باشد؛ به معنای «هر» و اگر بعد از آن معرفه باشد به معنای « همه» و اگر خود کُلّ تنوین داشت، به معنای “هر یک ” است:
کُلُّ طالبٍ ( کل + اسم نکره ): هر دانش آموزی
کُلُّ الطُّلّابِ (کل + اسم معرفه ): همه دانش آموزان
کل مِنَ الطّلابِ (کل خود نکره): هر یک از دانش آموزان

عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ: «لَیسَ اکتساب العلم فی الإسلام إلا فریضة، فیجبُ علی المسلمینَ أن یأخذوه مِن کلّ مکانٍ».
۱) کسب علم در اسلام فقط یک فریضه ی واجب است. لذا مسلمانان باید آن ها را از هر مکانی برگیرند.
۲) یادگیری در اسلام فقط یک واجب است. لذا بر مسلمانان است آموختن آن ها در همه ی اماکن.
۳) دانش تنها در دین اسلام یک فریضه است. که بر مسلمانان است بر گرفتن آن از همه ی اماکن.
۴) گرفتن علم و دانش فقط در اسلام فریضه است و بر مسلمین است که این واجب را از همه جا بگیرند.
پاسخ گزینه ی«۱» ترکیب اضافی (کلّ مکان: هر مکانی) فقط در این گزینه به صورت صحیح ترجمه شده است.

 اسمهای موصول خاص، بعد از اسم معرفه به معنای نکره فارسی « که » ترجمه می شود: الانسان الذی یجتهد … انسانی که می کوشد. شکرا الله الذی انعمنا: سپاس خدایی که به ما نعمت داد.

 اگر بعد از (هناک) اسم مرفوعی بیاید به معنی (وجود دارد، هست) است: هناک طلاب: دانش آموزانی وجود دارد.

عَیِّن الأصحَّ و الأدقَّ: «هناک اسئلةٌ کثیرةٌ ببال الإنسان عندما یقفُ أمام البحر، ألَیسَ کذلک؟!»
۱)سؤال های فراوانی زمانی به ذهن انسان می رسد که در برابر دریا ایستاده باشد، آیا چنین نیست؟!
۲)به هنگام ایستادن انسان در برابر دریا پرسش های فراوانی به ذهنش می رسد، آیا این چنین نیست؟!
۳)سؤال های فراوانی وجود دارد که به ذهن انسان خطور می کند آن گاه که در مقابل دریا بایستد، آیا چنین نیست؟!
۴)آن جا پرسش های زیادی هستند که به ذهن انسان می آیند به خصوص هنگام توقف در مقابل دریا، آیا این گونه نیست؟!
پاسخ گزینه ی«۳» با توجه به این که «هناک» نقش خبر مقدّم را دارد و باید به صورت (وجود داشتن) ترجمه شود، گزینه ی«۳» صحیح می باشد.

 لای نفی جنس که قبل از اسم نکره و مبنی بر فتح می آید به معنای «هیچ .. نیست» است: لا خیر فی ود امری متلون: در دوستی انسان چند چهره هیچ خیری نیست.
عَیِّن الخطأ: (سراسری تجربی ۸۶)
۱) لانجاحَ لِمَن یطلبُ الراحةُ، فَهو لا یبلغ المجدَ: کسی که راحتی را بخواهد به عظمت دست نخواهد یافت.
۲) لِنَهتُمَّ فی مطالعة دروسنا بإرشادات معلِّمنا: در مطالعه درس هایمان باید به راهنمایی های معلم خود توجه کنیم.
۳) إنَّ کثیراً مِن العلماء قَد تعلَّموا اشیاء عدیدة مِن الفقراء: بسیاری از فقراء از فقر و تهیدستی چیزهای زیادی آموخته اند.
۴) یَتَجَرَّعُ الإنسان فی حیاته طعم لامکثیرة: انسان در زندگی خودطعم دردهای بسیاری را می چشد.
پاسخ گزینه ی«۱» در این گزینه علاوه بر این کهفعل «لایبلغ» که مضارع منفی است به اشتباه به صورت مستقل منفی ترجمه شده است. «لا»ی نفی جنس نیز در ترجمه ی جمله لحاظ نشده، بنابر این ترجمه ی صحیح این جمله بدین صورت است: «هیچ موفقیتی برای کسی راحتی را می خواهد نیست، پس او به عظمت نمی رسد.
در ترجمه مفعول مطلق تاکیدی از قیدهای تاکیدی “نظیر ، قطعاً ، بی شک، حتماً، مسلماً ” استفاده می کنیم: نزّل الله القرآن تنزیلاً: خداوند قرآن را بی شک نازل فرمود. اما در مفعول مطلق نوعی به دو صورت است: اگر به همراه صفت آمده باشد، از قیود “به نیکی، بسیار، به سختی” استفاده می شود: فاصبر صبراً جمیلاً: به نیکی صبر کن. اما اگر مضاف الیهی بیاید از قیود ” همچون و مانند ” استفاده می کنیم: إعمل عملَ من یعلم… : عمل کن همچون عمل کسی که می داند.
عَیِّن الخطأ فی التّرجمه:
۱) یُحاسب الإنسانُ یومَ القیامةِ حساباً: قطعاً انسان در روز قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد.
۲) أخذِمُ الوطنَ خدمةَ الجندی دائماً: همواره مانند سرباز به وطن خدمت می کنم.
۳) شاهدتُ المسابقة مشاهدةَ الحَکم: مانند داور مسابقه را مشاهده نمودم.
۴) یُشارِکُ النّاس فی بناء المسجدِ مشارکةٌ: مردم در ساختن مسجد مشارکت می نمایند.
پاسخ گزینه ی«۴» جمله دارای مفعول مطلق تأکیدی است، بنابراین در ترجمه ی آن باید از فید تأکید مناسب استفاده شود. به عنوان مثال می توان این جمله را بدین صورت ترجمه کرد: «قطعاً مردم در ساختن مسجد مشارکت می کنند.»

 در استثنای مفرغ (که جمله به صورت منفی با لا ، لیس و ما … می آید ) باید به صورت مثبت ترجمه کرد و در ترجمه آن لفظ ” فقط ” را آورد: ما حضر الاسعید: فقط سعید حاضر شد.

قلبی که از غیر خدا خالی شد فقط برای او می تپد: إن قلباً خلا من غیر الله لایخفق الا له ( ریاضی ۸۷ )
 لیت به معنی (ای کاش) و لعل به معنی (شاید، امید است) می آید وفعل مضارع بعد از لیت به صورت مضارع التزامی ترجمه می شود: لیت المودة تستقر بین الناس: ای کاش دوستی بین مردم جای گیرد. لعلّ الساعة قریب: شاید قیامت نزدیک باشد. تعریب: ای کاش مسلمانان جهان مظلومان را علیه ستمگران یاری کنند: لَیتَ مُسلِمی العالِم یَنصُرونَ المَظلومینَ ضدَّ المُستَکبِرینَ.

 در ترجمه اسلوب تعجب از کلمات چه – چقدر به همراه صفت مورد تعجب استفاده می شود: ماابعد المومن عن الغیبه: مومن ازغیبت چه – چقدر دور است.

 در جملاتی که تمییز پس از اسم تفضیل می آید، گاهی می توان آن را به صورت یک کلمه ترجمه کرد: هو احسن اخلاقاً: او از نظر اخلاق نیکوتر است = او خوش اخلاق تر است.

 گاهی تمییز را می توان به صورت مبتدا و یا فاعل و یا مفعول ترجمه کرد:
هِیَ اکثرَ مِنّی صَبراً = صبر او از من بیشتر است.
طابت الطالبة خلقاً = اخلاق دانش آموز

۲ پاسخ

  • omidدوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴ در ۲۲:۰۱

    سلام و عرض ادب و خسته نباشید
    من دنبال یک مجموعه نکات مفید میگشتم که در اینجا تونستم پیدا کنم.
    ان شاالله خدا ازتون راضی باشه…
    در امان خدا باشید.

    پاسخ دادن
  • وحیده گندمیکالسه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴ در ۰۲:۲۱

    برادر محترم آقای سلیمانی
    دست شما درد نکند..مشکل اصلی اکثر دانش آموزان ترجمه است .. با یاد آوری وتذکر این نکات مهم کمک بزرگی به انها می شود .خسته نباشید..
    زکات العلم نشره

    پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!