فعل از نظر زمان سه گونه است: ماضي ومضارع وأمر

 

فعل ماضي

تعريف: فعل ماضي فعلي است كه بر وقوع عملي يا تحقق حالتي در زمان گذشته دلالت مي كند. مانند: دَرَسَ – ضَحَكَ.


 

طرز ساختن فعل ماضي: صيغه اول كليه افعال را از مصدر همان فعل مي سازند بدينگونه كه حرف زائد مصدر را حذف كرده، فاء الفعل و لام الفعل را مفتوح و عين الفعل را متحرك مي نمائيم. مانند: العِلْم كه مي شود: عَلِمَ.


 

نكات:


 

* هرگاه (قَدْ)  پيش از فعل ماضي بيايد، معني ماضي نقلي فارسي را مي دهد. مانند: قَدْ جاءَ = آمده است.


 

*  هرگاه (كان) پيش از فعل ماضي بيايد، معني ماضي بعيد فارسي را مي دهد. مانند: كانَ قَدْ ذَهَبَ = آمده بود.


 

*  هرگاه (لعلَّ) پيش از فعل بيايد، معني ماضي التزامي فارسي را مي دهد. مانند: لَعَلَّهُ جاءَ =  شايد آمده باشد


 

* فعل ماضي در جمله دعايي ونفرين وتمجيد وشرطي معني مضارع ميدهد. مانند: ساعدَكَ اللهُ (خدا كمكت كند) –  لاأكَلْتَ (نخوري) – إنْ جَلَسْتَ أجْلِسْ (اگر بنشيني مي نشينم).


 

فعل مضارع

تعريف: فعل مضارع فعلي است كه بر وقوع عملي يا تحقق حالتي در زمان حال يا آينده دلالت كند. مانند: يَدْرُسُ- يَضْحَكُ.


 

طرز ساخت فعل مضارع: فال مضارع از فعل ماضي ساخته مي شود بدين ترتيب كه يكي از حروف (أتين) را كه از اعلائم فعل مضارع است بر سر فعل ماضي مي آوريم.


 

نكات:


 

اگر به ابتداي صيغه هاي فعل مضارع (لَ) اضافه كنيم معناي حال مي دهد. مانند: لَيَدْرُسُ ( دارد درس ميخواند).


 

* اگر به ابتداي صيغه هاي فعل مضارع ( س يا سوف) اضافه كنيم، معناي آينده مي دهد . مانند: سَيَجْلِسُ – سوفَ يَجْلِسُ. (خواهد نشست)


 

* فعل مضارعي كه متضمّن طلب باشد معني آينده ميدهد: يَرْحَمُكَ اللهُ (خدا تو را بيامرزاد).


 

* فعل مضارع بعد از (لم) معني ماضي منفي ساده فارسي را  مي دهد. مانند: لَمْ يَذْهَبْ = نرفت.


 

*فعل مضارع بعد از (لما) معني ماضي نقلي فارسي را ميدهد. مانند: لمّا يَجْلِسْ = ننشسته است.


 

* فعل مضارع بعد از (كان) معني ماضي استمراري فارسي را ميدهد. مانند: كانَ يذهبُ = ميرفت.


 

* فعل مضارع بعد از (قد) دلالت بر تقليل و تشكيك انجام فعل دارد مانند: قد يأتي = شايد بيايد.


 

* با افزودن (لاي نهي) به فعل مضارع و جزم آن، فعل نهي ساخته مي شود. مانند: لاتَضْرِبْ = نزن.


 

فعل امر

تعريف فعل امر: فعلي است كه بر طلب انجام كاري يا حالتي دلالت كند

طرز ساخت فعل امر:

فعل امر از فعل مضارع ساخته مي شود و دو گونه است: امر غائب (امر به لام) و امر حاضر (مخاطب).


 

– طرز ساخت فعل امر غائب:

فعل امر غائب از ۶ صيغه غائب و ۲ صيغه متكلم فعل مضارع ساخته مي شود به ترتيب كه (لِ=لام مكسور) در ابتداي آن مي افزاييم و آخر فعل را مجزوم مي كنيم مانند: يَذهَبُ= لِيَذْهَبْ / يَذْهَبونَ = لِيَذْهَبوا.


 

طرز ساخت امر حاضر (مخاطب):

فعل امر حاضر از ۶ صيغه مخاطب ساخته مي شود به اين ترتيب كه ابتدا حرف مضارعه را حذف كرده و سپس آخر فعل را جزم ميدهيم. البته چنانچه حرف ما بعد حرف مضارعه ساكن باشد، در اينصورت يك همزه در ابتداي امر قرار مي دهيم (چون ابتدا به سكون جايز نيست). مانند: تَجْلِسُ: إجْلِسْ

نكات:


 

* همزه امر (همزه اي كه در ابتداي فعل گذاشته مي شود) هميشه مكسور است مگر در دو حالت زير:


 

الف)  از باب اِفعال باشد كه در اينصورت همزه آن مفتوح خواهد بود. أكْرَمَ – تُكْرِمْ- أَكْرِمْ.


 

ب) عين الفعل مضارع، مضموم باشد كه در اينصورت همزه امر نيز مضموم مي شود. مانند: تَكْتُبُ: اُكْتُبْ


 

توجه: جزم فعل مضارع در صيغه هاي (۱و۴و۷و۱۳و۱۴) به سكون حرف آخر است و در بقيه صيغه ها بجز جمعهاي مونث غائب و مخاطب، به حذف نون آنهاست.


 

* اگر فعل مضارع، معتل ناقص باشد، جزم آن به حذف حرف عله مي باشد. مانند: تَدْعُو: اُدْعُ


 

* همزه امر در باب افعال همزه قطع مي باشد و در بقيه موارد وصل است.

منبع : رايا مذرسه

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!