نویسنده مقاله: دکتر علی ضیغمی (عضو هیأت علمی دانشگاه سمنان)

آموزش زبان عربی در ایران سابقه ای طولانی دارد؛ آثار مکتوب باقی مانده از دوره ی مادها تا انقراض حکومت ساسانی ثابت می‌کند که بین عرب‌ها و فارس‌ها، تبادل لغوی، علمی و فرهنگی در خلال به کارگیری خط‌های سامی در نوشتن زبان فارسی قدیمی وجود داشته است. ایرانی‌ها بعد از پذیرش اسلام، به یادگیری و آموزش زبان عربی به فرزندان خود پرداختند؛ این موضوع تا زمان حاضر نیز ادامه یافته است و کتاب‌ها، مقالات و پایان‌نامه‌های بسیاری به زبان عربی یا در مورد زبان عربی در ایران تدوین گردیده و می گردد.

پس از اسلام ارتباط مردم ایران با زبان عربی بسیار گسترش یافت و کتاب‌های عربی بسیاری توسط ایرانیان تألیف گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ ﻫ.ش آموزش زبان عربی بر اساس ماده ۱۶ قانون اساسی در مدارس ایران اجباری گردید. (رونق، ۱۳۸۹، ماده ۱۶). و در دانشگاه‌های بسیاری نیز رشته‌ی زبان و ادبیات عربی در مقاطع تحصیلی مختلف دایر گردید تا آنجا که هم اینک در بیش از ۳۰ دانشگاه رشته‌ی زبان و ادبیات عربی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد یا دکتری تدریس می گردد و سالانه هزاران نفر در این رشته در شهرهای مختلف کشور به تحصیل می پردازند.

هدف از آموزش زبان عربی

آموزش زبان عربی در ایران می تواند دارای اهداف مختلفی باشد: یکی از مهمترین اهداف آموزش زبان عربی برای ایرانیان آشنایی با مسائل دینی، مضامین آیات قرآن و احادیث می باشد. که این هدف بیشتر در حوزه و رشته هایی مانند الهیات و… دنبال می شود؛ از دیگر اهداف آموزش این رشته در سطح کشور مسائل سیاسی و برقراری ارتباط با کشورهای عربی و رساندن پیام انقلاب به مردمان این کشورها است. و در مقابل آشنایی با آخرین دستاوردها و تحولات جاری در این کشورهاست. هدف سومی که می توان برای آموزش زبان عربی تعریف نمود اهداف اقتصادی از طریق معرفی دستاوردهای اقتصادی، گردشگری، پزشکی و… کشور به زبان عربی است که با آشنایی برادران و خواهران عرب زبان با این دستاوردها بازار هدفی برای آن بوجود آمده و بهبود وضع اقتصادی کشور کمک نمود. هرچند ممکن است بتوان اهداف دیگری را نیز در این زمینه تعریف نمود.

چالش‌های موجود در تدریس زبان عربی:

اما عملا دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته نتوانسته اند آنگونه که باید از مهارت‌های کافی جهت خدمت به کشور در عرصه‌های مختلف مورد نیاز به زبان عربی برخوردار شوند. علی رغم تدریس زبان عربی از دوره‌ی راهنمایی در مدارس و تا مقطع دکتری در بسیاری از دانشگاه‌ها اما همچنان بخش‌های حساس کشور که نیازمند مترجمان، خبرنگاران و سردبیران ایرانی است در اختیار مترجمان عرب غیر ایرانی است. و با وجود هزینه‌های بسیاری که برای تدریس رشته‌ی زبان و ادبیات عربی در کشور صورت می پذیرد فارغ التحصیلان ایرانی توانایی و مهارت چندانی جهت برقراری ارتباط با جهان عرب، پاسخگویی به شبهات مطرح شده در اذهان عرب زبانان، معرفی دستاوردهای مختلف ایران اسلامی به زبان عربی ندارند. و عمدتا از مشکل بیکاری نیز رنج می برند، حال آنکه سازمان‌ها و مؤسسات بسیاری نیازمند مترجم عربی می باشند؛ برخی از مشکلاتی که باعث این امر گردیده عبارت است از:

۱- عدم برنامه ریزی هدفمند و درازمدت برای آموزش زبان عربی در کشور.

۲- پذیرش بی هدف و بدون پالایش دانشجویان در این رشته

۳- روش‌های تدریس نادرست در تدریس زبان عربی که بیشتر مبتنی بر روش قواعد و ترجمه (Grammar Translation Method) است.

۴- کتاب های درسی نا کارآمد که بیشتر بر اساس همان روش قواعد و ترجمه تألیف گردیده اند.

۵- کاربردی نبودن دروس و تأکید بر مباحث غیر ضروری.

۶- تدریس این زبان به وسیله برخی از افراد غیر متخصص.

۷- عدم تدریس دروس این زبان به صورت چند رسانه ای.

۸- محدود بودن ساعات تدریس مهارت‌های زبانی.

۹- عدم وجود گرایش‌های بینارشته ای که بر اساس نیازهای کشور باشد.

۱۰- عدم وجود گرایش مترجمی عربی از دوره‌ی کارشناسی تا دوره دکتری.

۱۱- عدم آموزش مهارت‌های ترجمه از فارسی به عربی و ترجمه هم زمان به صورت وسیع و کاربردی.

۱۲- بی رغبتی برخی از زبان آموزان نسبت به این رشته به دلایل مختلف.

۱۳- عدم توانایی بسیاری از معلمان مدارس و برخی از اساتید رشته‌ی عربی در گفتگوی روان به زبان عربی.

۱۴- استفاده‌ی کم زبان آموزان از وسایل و برنامه‌های کمک درسی آموزش زبان عربی.

۱۵- فعالیت زبانی اندک زبان آموزان در خارج از کلاس‌ها و اکتفاء به ساعات کلاس.

مشکلات دیگری نیز وجود دارد که به منظور طولانی نشدن مبحث از بیان آن صرفه نظر نموده و سعی بر ارائه‌ی راهکارهای عملی برای حل این مشکلات در این فرصت محدود می شود:

راهکارهای پیشنهادی جهت رفع چالش‌ها:

برای حل مشکلات فوق و سایر مشکلاتی که فارغ التحصیلان رشته‌ی زبان و ادبیات عربی از آن رنج می برند و استفاده از ظرفیت‌های این عزیزان در جهت افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی و مبارزه با جنگ نرم دشمنان، می‌بایست کارگروه‌های تخصصی با حضور اساتید و صاحب نظران مربوطه اتاق فکرهایی را تشکیل داده و جوانب مختلف این مسأله را بسنجند و تصمیمی عملیاتی برای حل این مشکل و ایجاد نقطه‌ی عطفی در آموزش زبان عربی و تبدیل کردن این معضل به یک فرصت استثنائی اتخاذ نمایند.

برخی از راهکارهای پیشنهادی که به ذهن نگارنده این مقاله خطور می نماید به شرح زیر می باشد:

۱- برنامه‌ریزی درازمدت و هدفمند برای آموزش رشته‌ی زبان و ادبیات عربی و مشخص کردن اهداف آموزش آن به صورت دقیق و عملیاتی.

۲- پذیرش و گزینش دانشجو به صورت هدفمند از ابتدای ورود به دانشگاه و به تعداد مورد نیاز برای کشور.

۳- راه اندازی مجدد گرایش مترجمی عربی از دوره‌ی کارشناسی با بازنگری اساسی در سرفصل آن.

۴- برگزاری دوره‌های مهارت افزایی برای اساتید دروس مهارت های زبانی و الزام آنان برای شرکت در این دوره‌ها و کارگاه های آموزشی.

۵- بازنگری اساسی در دروس رشته‌ی زبان و ادبیات عربی براساس زمينه‌هاي شغلي مرتبط و نیازهای کشور، و درج دروسی مانند «مهارت‌های ترجمه، ترجمه هم زمان، ترجمه از فارسی به عربی، آشنایی با اصطلاحات تخصصی، کارگاه ترجمه، فن‌آوری‌های نوین و..» در واحدهای متعدد به جای برخی از دروس کم‌فایده‌ی فعلی.

۶- ایجاد بسترهای لازم جهت آموزش دروس این رشته به صورت چندرسانه ای و کاربردی.

۷- ایجاد گرایش‌های بینارشته ای با رشته‌های «رسانه، اقتصاد، گردشگری، روانشناسی و…» بر اساس نیازهای کشور.

۸- ایجاد گرایش‌های جدید و تخصصی‌تر در رشته ی زبان و ادبیات عربی در مقاطع مختلف تحصیلی مانند: گرایش «ترجمه‌ی همزمان»، «ترجمه و رسانه»، «فرهنگ ارتباطات با جهان عرب» و…

۹- درگیرنمودن دانشجویان این رشته با کار عملی و قرار گرفتن در شرایط واقعی که از نزدیک با ضعف و نواقص کارخود آشنا شوند.

۱۰- برنامه‌ریزی جدی و دقیق برای دروس عربی مدارس که خروجی متناسب با هزینه‌های انجام شده را برای کشور داشته باشد.

۱۱- جهت دادن پژوهش‌ها به سوی پژوهش‌های کاربردی در رشته‌ی زبان عربی.

۱۲- راه اندازی انجمن ترجمه‌ی عربی و انجمن فعالان حوزه‌ی قدرت نرم نظام در جهان عرب.

۱۳- تعامل بیش از پیش استادان و صاحب نظران این حوزه با دانشجویان.

۱۴- برگزاری اردوها و دوره‌های آموزشی هدفمند برای دانشجویان این رشته در کشورهای عربی.

۱۵- برگزاری دوره های آموزشی جنگ نرم، پاسخ به شبهات اعراب، آشنایی با قدرت نرم جمهوری اسلامی، آشنایی با دستاوردهای مختلف کشور و… برای اساتید و فارغ التحصیلان این رشته

و…

اگر نگاهی به رویکرد چشم انداز ۲۰ ساله بیاندازیم می بینیم که در پایان آن چنین آمده: «ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویتی اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین الملل و … برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایۀ اجتماعی در تولید ملی، دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقۀ آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم…” (دولت، ۱۳۹۲). تقویت دانشجویان رشته‌ی زبان و ادبیات عربی و هدفمند نمودن تدریس این رشته در مدارس و دانشگاه ها عینا در همین راستا می باشد.

دکتر علی ضیغمی (عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه سمنان)

منابع و مآخذ:

– رونق، يوسف، (۱۳۸۹ ﻫ.ش). «قانون اساسی جمهوري اسلامي ايران والحاقيه های اجرايی»، چاپ۱، تهران: فرمنش.

– پایگاه اطلاع رسانی دولت، (۱۳۹۲) «سند نهایى چشم انداز ٢٠ ساله جمهورى اسلامى ایران» www.dolat.ir/PDF/20years.pdf

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!