برنامه ریزی آموزشی ودرسی

منبع: : مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و درسی
تالیف : دکتر علی تقی پور ظهیر

   مفاهیم ونظریات

   مفهوم برنامه ریزی

 طراحی ونقشه کشیدن برای نیل به هدفها را برنامه ریزی گویند ، نهایت اینکه بعضی برنامه ها        واقع بینانه طراحی می شوند و بعضی دیگر حالت آرزویی وخیالی دارند .


برنامه ریزی عبارت است از طرح تدابیری که بتوان به احسن وجه ( یا مناسب
ترین صورت ) ، ازمنابع موجود ( ممکن الوجود ) برای نیل به هدفهای مطلوب
استفاده کرد . ”

” برنامه ریزی فعالیت مستمری است که نه تنها به مقصد ، بلکه به روش وصول به آن ( مقصد ) و تعیین بهترین مسیر نیز توجه دارد .”

“برنامه
ریزی فراگردی است مداوم ، حساب شده ومنطقی ، جهت دارو دورنگر ، به منظور
هدایت وارشاد فعالیت های جمعی ، برای رسیدن به هدفهای مطلوب “

کار برنامه ریزی ، هم چنانکه یان تین برگن ، مؤلف کتاب ” برنامه ریزی مرکزی ” متذکر شده است ، مشتمل است بر :

۱– پیش بینی وآینده نگری است ، و بنابراین سازمان برنامه ریزی باید به ابزارهای پیش بینی مجهز گردد .

۲- مشخص کردن هدفها و یا دادن محتوا به هدفهاست .

۳- و سرانجام هر برنامه ریزی مستلزم هماهنگی میان ابزارها ، عوامل ووسایل مختلف اجرای سیاست است .

برنامه

برنامه
، که معمولاً حاصل فرایند برنامه ریزی است ، ” مدرک یا سندی است شامل
مجموعه از ارقام مربوط به هم که مطلوب ترین توسعه را در طول یک دوره معین
در آینده پیش بینی می کند “

هدف برنامه ریزی آموزش وپرورش گسترش کمی وکیفی آموزش وپرورش در طول یک دوره معین در آینده است .

برنامه ریزی به عنوان یک نظام ( سیستم )

بعضی
برنامه ریزان ، برنامه ریزی درسی را به صورت یک نظام در نظر می گیرند که
درونداد ، فرایند یا گردش کار ، برونداد ، و بازخورد عناصر اصلی آن را
تشکیل می دهند .

نظام های عقلانی

نظر طرفداران برنامه ریزی به عنوان یک نظام این است که برنامه ریزی فی نفسه هدف نیست ، بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف است .

برنامه
ریزی آموزش وپرورش به عنوان یک نظام عقلانی متضمن تنظیم طرح تصریح شده ای
است که در بر گیرندۀ ترکیبی از فعالیت های تحلیل نظام ها ، تحقیق عملیات (
که گاهی تحلیل عملیات نیز نامیده می شود ) ، و تکنولوژی است .

مقصود
اصلی برنامه ریزی رسیدن به هدفهاست . هم چنین غرض از برنامه ریزی اصلاح
وبهبود مدیریت آموزشی و رویه های پاسخگویی وحساب پس دهی در آموزش وپرورش
است .

تحلیل
نظام ها بخشی از معرفت بشری است که وابستگی نزدیکی با برنامه ریزی دارد ،
تحلیل نظام ها ، مستلزم تشخیص هدفها و مناسبت این هدفها با برنامه است .
تحلیل نظام ها متضمن روش کاوش شقوق مختلف است .

نظام ( سیستم ) را می توان به عنوان هیئتی متشکل از اجزاء و عناصر وابسته به هم فیزیکی یا مفهومی تعریف کرد .

تحلیل
شامل ” خرد کردن ” ویا تجزیه یک کل به اجزاء تشکیل دهنده اش برای پیدا
کردن یا شناختن ماهیت ، نسبت ، عمل ، و روابط اجزاء است ، تحلیل نظام ها به
اعتباری ، ” مطالعه رفتار و ارتباط های شبکه یک سازمان وهمکاری در تدوین و
ایجاد روشهای جدید وپیشرفته برای انجام کارهای لازم است .

رشته
دیگر از معرفت بشری که تفکر ، حل مسأله ، برنامه ریزی ، و پیشنهاد شقوق
مختلف را آسان می کند ، تحقیق عملیات است . ارزشیابی برنامه ، فنون بررسی
مجدد و تجدید نظر ، تحلیل آماری ، و برنامه ریزی خطی ، از جمله مثالهایی از
فنون تحقیق هستند .

بیشتر
این فنون برنامه ریزی مستلزم محاسبات متعدد ریاضی است . لذا کامپیوتر و
ماشین های حساب مورد لزوم برای محاسبات زیر عنوان ” تکنولوژی ” طبقه بندی
شده اند
.

برخلاف بیشتر عقاید رایج دربارۀ فرایند آموزش وپرورش ، هستۀ مرکزی برنامه های آموزش وپرورش بودجه نیست ، بلکه برنامه های درسی است .

برنامه
ریزی آموزش وپرورش یک اصطلاح ” چتری ” است . هم چنانکه گفتیم تحلیل نظام
ها ، تحقیق یا تحلیل عملیات آموزشی وپرورشی ، وتکنولوژی را در بر می گیرد
وکلیدی برای ارزشیابی طرح و برنامه یا سنجش اثر بخشی آن به طور موفقیت آمیز
است .

برنامه ریزی آموزش و پرورش به طور سیستمی ، معمولا شامل چهار مرحله است ،
از این قرار :

۱– تشخیص هدفها

۲- تجزیه وتحلیل منابع به ویژه منابع مالی وفیزیکی

۳- پیش بینی اولویت ها

۴- و طرح فیزیکی ( طرح ها وپروژه های دقیق عملی و قابل اجرا )

فرایند برنامه ریزی آموزشی با نگرش سیستمی

فرایند برنامه ریزی آموزشی و پرورشی به طور سیستمی از این قرار است :

۱- ورودی ( درونداد )

الف ـ تعریف وتصریح مسائل جاری و آتی و روابط متقابل میان این مسائل

ب ـ پیش بینی شرایط آینده بر اساس مسائل قابل تشخیص

پ ) تشخیص متغیرها ، شرایط بازدارنده و یا سازنده که یک سلسله راه حل های ممکن را برای تمامی مسائل تعیین می کنند .

ت ـ تعیین هدفهای کلی وعینی در سطوح مختلف :

۱- سطوح بیشینه وکمینه

۲- بهینه

۳- معمولی یا آرمانی

ث ـ تعریف وتجزیه و تحلیل خرده نظام ها :

۱- تجزیه نظام به بخش های تشکیل دهنده اش ( خرده نظام ها ) ، به طوری که بتوان به تحلیل خرده نظام ها به طور متوازن اقدام کرد .

۲- تشخیص مسائل خاص و نیازهایی که به همراه هر خرده نظام است .

II ـ تبدیل هدفها

الف ـ تشکیل شقوق مختلف

ب ـ ارزشیابی جنبه های کمی وکیفی هزینه ـ اثر بخشی هر یک از شقوق

پ ـ شبیه سازی شقوق مختلف با محیط مورد نظر نظام شهری ، یا منطقه ای برای آزمودن همه جنبه های اجرایی ، و تعیین بازده های جنبی ممکن وکلیه اثرات .

ت ـ تعیین توالی اجرا برای هر یک از شقوق عینی که مبتنی بر ویژگیهای معین و نیازهای خرده نظام هستند که نقادانه تعریف شده اند .

III ـ خروجی ( برونداد )

الف ـ توصیه شقوق مختلف  :

۱- کمینه

۲- بیشینه

۳- بهینه

۴- هنجاری ( معمولی )

ب ـ پس خوراند از موارد علاقه مندی عمومی وسیاسی برای تعیین ضرورت اصلاح در شقوق پیشنهاد شده .

پ ـ انتخاب شق قابل اجرا و آشنا شدن با برنامه های اجرایی برای فراهم آوردن شرایط مطلوب .

ت ـ توسعه ظرفیت پیش بینی شده در داخل نظام برای تعیین شرایط تغییر که ضرورت اصلاح در عمل و اجرا را موجب می شود .

ث ـ برقرار کردن فرایند اصلی به طور مداوم برای ارزشیابی پس خوراند خروجی .

 

 

برنامه ریزی درسی ( تحصیلی )

در
گذشته ، برنامه درسی عبارت بود از مطالب کتابهای درسی ، که به وسیله معلم
تدریس وبه وسیله دانش آموز ” حفظ ” می شد . و غرض از برنامه ریزی درسی نیز
تهیه رئوس مطالب درسی و تدوین آنها بود .

اما
، امروز مفهوم برنامه ریزی درسی وسیع تر از تهیه و تدوین رئوس مطالب درسی
است و آن عبارتست از پیش بینی کلیه فعالیتهایی است که دانش آموز تحت رهبری و
هدایت معلم در مدرسی ( وگاهی خارج از آن ) برای رسیدن به هدفهای معین باید
انجام دهد .

 

 

برنامه های درسی شامل چهار عنصر اساسی :

۱- هدف های کلی ، جزیی ، وعینی

۲- طرح ها

۳- اجرا ( آموزش )

۴- و ارزشیابی است .

نظریه های مربوط به برنامه ریزی درسی

۱- نظریه ای که بر مواد وموضوع درسی ، که باید تدریس شوند تأکید می کند .

طبق این نظریه ، در برنامه ریزی  درسی
، که معادل با تعیین موضوع ومواد درسی است ، باید از اصول مربوط به انتخاب
، تعیین مادۀ درسی خاصی برای کلاسهای معین ، و ترتیب و توالی موضوع
ومحتوای درسی پیروی کرد .

شامل مراحل زیر است :

الف ـ استفاده از نظریات اصحاب تخصص برای تعیین موضوع مورد تدریس . بدیهی است که این نظر مبتنی بر عوامل متعدد اجتماعی وتربیتی است .

ب
ـ استفاده از ملاک ها ومعیارهایی ( از نظر مشکلی و آسانی ، ترتیب وتوالی
وغیره ) برای انتخاب مواد درسی برای جمعیت معینی ( گروه ، کلاس وغیره ) است
.

پ ـ طراحی واجرای روشهای مناسب برای دستیابی و تسلط یادگیرندگان به مواد درسی انتخاب شده است .

۲- نظریه ای که بر برنامه های درسی تابعی تأکید می کند .

طرفداران آموزش وپرورش پیشرفته براین عقیده اند که باید برنامه های درسی مناسب تر و کارآمدتر از برنامه های درسی سنتی تهیه کرد .

برای این منظور می گویند کار برنامه ریزی درسی عبارت است از :

الف ـ تعیین هدفهای عینی اساسی و مقاصد اصلی برنامه های درسی به طور کلی وبخش های آن .

ب
ـ انتخاب فعالیت ها ، موادآموزشی ، انتخاب محتوا ، کتب ، تمرین ها ،
عناوین برای بحث های آزاد ، فعالیت های دستی وبدنی ، و طرح های بهداشتی
وتفریحی .

پ ـ مشخص کردن مؤثرترین سازمان مواد درسی ، وتعیین آنها برحسب کلاس در مدارس به صورت تجربی .

۳- نظریه ای که برنامه ریزی درسی را به صورت یک نظام در نظر می گیرد .

هم
چنانکه گفتیم نظام عبارت از مجموعه ای از اجزاءوابسته به هم و سازمان
یافته ای است که برای رسیدن به مقاصدی فعالیت می کنند و یا عملی را انجام
می دهند .

برنامه
ریزی درسی عبارت از پیش بینی و تهیه مجموعه فرصت های یادگیری برای جمعیتی
مشخص ، به منظور رسیدن به آرمانها و هدف های آموزش وپرورش است .

در
اینجا ” مجموعه فرصت های یادگیری ” را به عنوان عناصر و اجزاء تشکیل دهنده
نظام ، و ” آرمانها ومقاصد آموزش وپرورش ” را به عنوان هدف های نظام در
نظر می گیرند .

هر
برنامه درسی از ” حیطه هایی ” تشکیل می شود . به این صورت که هر ” حیطه
برنامه درسی ” شامل مجموعه فرصتهای یادگیری است که برای رسیدن به یک هدف
کلی وخرده هدف های مربوط به آن پیش بینی و طرح ریزی شده است .

در
هر برنامه درسی متناسب با تعداد هدف های کلی ، حیطه های برنامه درسی
خواهیم داشت . مثلاً ، ممکن است هدفهای آموزش وپرورش را در چهار گروه هدف
کلی یعنی هدف های مربوط به
:

۱– رشد شخصی

۲- روابط انسانی

۳- یادگیری دائمی

۴- کسب تخصص

قرار دهیم .

برای هدف کلی ( وخرده هدف های مربوط به آن ) یک حیطه یا حوزه برنامه درسی خواهیم داشت به این ترتیب :

۱– اولا خرده هدف های مربوط به هدف کلی ” رشد شخصی و خویشتن یابی ” را باید مشخص کنیم .

مثلاً
، ( الف ) شخص بتواند مسائل شخصی خود را حل کند ( ب ) بتواند با محیط خود
سازگار شود ( پ ) مفهوم مثبتی از ” خویشتن ” خویش داشته باشد ، و ( ت )
بتواند توانایی های بالقوه خود را شکوفا سازد .

 

ثانیاً
، برنامه رسیدن به این هدف ، یعنی ” حیطه برنامه مربوط به رشد شخصی ” را
باید پیش بینی کنیم . بدیهی است این پیش بینی شامل تدارک فرصت های یادگیری
زیادی است ، از قبیل : تدارک فرصت های یادگیری مهارتهای اساسی برقرار کردن
ارتباط با دیگران

مراحل برنامه ریزی

برنامه ریزی ، به طور اعم ، شامل مراحل زیر است :

۱- تعیین وتصریح هدف ( ها )

۲- تهیه طرح ها و تعیین فعالیت ها

۳- انتخاب روش ها از میان شقوق مختلف

۴- تنظیم برنامه زمانی برای فعالیت ها

۵- به مورد اجرا گذاردن یا به مرحله عمل در آوردن طرح ها

۶- سرانجام ، ارزشیابی از نتایج فعالیت ها وتعیین میزان رسیدن به هدف ها

برنامه ریزی درسی شامل مراحل زیر است :

۱- تعیین هدفهای کلی وعینی ، که بر اساس متغیرات و عوامل خارجی ( خارج از نظام آموزش وپرورش ) ، وبا توجه به :

(۱) معرفت ودانش سازمان یافته

 (۲) آرمانها ، ارزش ها ، ونیازهای اجتماعی

(۳) نیازهای یادگیرندگان

(۴) فرایند یادگیری

تعیین وتصریح می شوند.

۲- طراحی حیطه برنامه ها و برنامه های درسی

۳- انتخاب وبه مورد اجرا گذاردن روش های آموزشی

۴- سرانجام ، ارزشیابی برنامه های درسی است .

انواع برنامه ریزی ( از نظر دامنه عمل )

۱- جامع وکلی باشد ، و همه هدفها و حیطه های مربوط به سطوح مختلف آموزش وپرورش را در بر گیرد .
۲- برنامه ریزی می تواند در سطح ملی باشد ، مانند برنامه ریزی درسی برای آموزش وپرورش ابتدائی در سطح کشور

۳-
یا این که ، برنامه ریزی درسی می تواند در سطح محلی و ناحیه ای ( استان
وشهرستان ) باشد . مانند برنامه ریزی درسی برای سطوح مختلف آموزش وپرورش
خراسان ، که در واقع جامع وکلی است ، ویا برنامه ریزی درسی برای تعلیمات
حرفه وفن اراک و یا یزد ، که از نوع برنامه ریزی ویژه ومحلی است .

۴- سرانجام ، برنامه ریزی ویژه که می تواند برای هدف های ویژه یا حیطه های معین باشد ، مانند برنامه ریزی درسی تربیت معلم دانشگاهی ، تربیت معلم دبیرستان

تصمیم گیری در برنامه ریزی

کشورهای مختلف ، با توجه به نوع حکومت ، سازمان وتشکیلات برنامه ریزی خود ، هر یک رویه ای برای برنامه ریزی انتخاب می کنند .

در بعضی از کشورها ، دولت می خواهد با نهادها ، سازمان ها ، و افراد متفاوت مشورت نماید .

در این کشورها که برنامه ریزی معمولاً ، اما نه همیشه ، به صورت غیر متمرکز انجام می گیرد

کسانی که در برنامه ریزی درسی دخالت داده می شوند عبارت هستند از :

۱- یادگیرندگان

۲- معلمان ونویسندگان کتب درسی

۳- والدین وافرادی که به نحوی در تهیه و تدارک فرصتهای یادگیری برای دانش آموزان نقشی دارند

۴- افراد ” حرفه ای ” و متخصصان برنامه ریزی و روشهای آموزشی ، تکنولوژیست های آموزشی ، و متخصصان ارزشیابی

در
جاهای که برنامه ریزی معمولاً به صورت متمرکز انجام می گیرد و برای آن
نهاد مستقلی با سازمان وتشکیلات مربوط به خود ایجاد شده است معتقدند که کسب
اطلاع از پائین ترین سطوح ، موجب دوباره کاری می شود .

بنابراین
تصمیمات دربارۀ برنامه ریزی و تعیین اولویت ها در سطوح بالاتر و با مشارکت
مسؤلانی که در رأس امور قرار دارند اتخاذ می گردد .

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!