« آشنايي با الگوهاي تدريس »
الگوهاي تدريس
الگوهاي تدريس را به چهار خانواده تقسيم كرده اند:
۱-اجتماعي . ۲-اطلاعات پردازي . ۳-فردي . ۴-رفتاري.
مسلما هر طبقه با كمك شاياني كه به شناخت هر چه دقيق تر و جامع ترموضوع مي نمايد . با خلق بصيرت بيشتر ، موجبات تسهيل استفاده و كاربرد موثرتر و مناسب تر از الگوها را فراهم مي كند .
در سلسله مقالاتي كه تقديم خواهد شد الگوهاي تدريس هر – خانواده الگوها – را مورد بررسي قرار خواهيم داد و در هر الگو چارچوب تحليلي – مقايسه اي روش ها را كه شامل مراحل تدريس به نحوه ي واكنش معلم ، ماهيت روابط ميان گروهي و شرايط ومنابع لازم مي شود مورد بررسي قرار خواهد گرفت .
اين چارچوب قابليت استفاده مهمي را دارد كه عبارت است از : تحليل روش هاي مختلف تدريس و مقايسه آنها با يكديگر ، با تجزيه ي روشهاي مختلف تدريس به افراد و عناصر تشكيل دهنده ي آن ، امكان مقايسه ميان آنها و انتخاب آگاهانه و دقيق تر را فراهم مي آورد. يعني چنانچه استفاده از الگوهاي مختلف تدريس جهت تحقق اهداف خاص مورد نظر معلم وجود داشته باشد سوال اين است كه استفاده از كدام يك از الگوهاي ياد شده با ويژگي هاي دانش آموزان با امكانات و تجهيزات موجود طول مدت يك كلاس و …. وفق و سازگاري بيشتري دارد ؟ لذا استفاده از چهارچوب تحليل مقايسه اي در انتخاب و استفاده از اجراي دقيق تر روشها نقش موثرتري ايفا مي كند .
در دو نقش نيز به تبيين آثار مستقيم ( آموزشي) و آثار غير آموزشي ( پرورشي ) اشاره خواهد شد . آن چه در اين مقالات به عنوان هدف نهايي ارائه ي الگوهاي تدريس مورد نظر است انتقال بدين معني كه هدف فراگيري نظري الگوها مشكلي را حل نخواهد كرد ، بلكه بايد تعابيري انديشيد تا مهارت هاي فرا گرفته شده به محيط هاي عملي ياد دهي – يادگيري انتقال يافته و به كار مي رود.
به منظور استفاده ي بهتر از الگوها ، موارد ذيل به همكاران عزيز توصيه مي گردد:
۱-همكاران محترم براي تسلط بر استفاده از الگوهاي تدريس ، به ترتيب به مطالعه و اجراي الگوهاي دريافت مفهوم ، الگوي كاوشگري ، الگوي پيش سازمان دهنده يا عرضه مطالب ، الگوي استقرايي و يادسپاري بپردازد .
۲-در تدوين طرح درس سالانه خود سعي نماييد هريك از الگوها را حداقل يك بار براي هر موضوع درسي كه مناسب مي دانند ( يا در صورت علاقمندي و امكان براي تمام موضوعات درسي ) به كار برند.
۳-به مديران محترم مراكز آموزشي توصيه مي شود به ايجاد هماهنگي بين معلمان عزيز براي به كارگيري الگوهاي تدريس بپردازد .
۴-الگوهاي تدريس كه معرفي خواهد شد در زمره روش هاي الگوي مشكل گشايي و فعال در گيري محسوب مي شوند بنابراين ، اين الگوها راه تحول اساسي در كيفيت آموزش و پرورش متناول و تغيير آن از معلم محوري به دانش آموز محوري و يادگيري توسط آنان به عنوان هدف اساسي آموزش و پرورش و دوري از تمركز برحفظ نمودن را هموارمي سازند.
۵-مطالعه ي اين الگوها حتي براي مربياني كه فكر مي كنند بهترين روش هاي تدريس را اعمال مي كنند ، مفيد است تا با مقايسه ي روش هاي جاري خود با اين الگوها به ميزان موفقيت خود پي ببرند .
اميد است با مطالعه ي اين روش ها خوانندگان محترم نحوه ي ياد گرفتن را بياموزند ، ياد بگيرند چگونه آن را به ديگران بياموزند تا دانش آموزان بتوانند از آن در يادگيري مطالب ديگر و ياددهي يادگيري به افراد ديگر استفاده نمايند . زيرا تصميم اين روش يادگيري درجامعه نشان دهنده رشد تفكر در آن جامعه مي باشد .
به منظور آشنايي اوليه : به معرفي اجمالي روش هاي خانواده الگوهاي اجتماعي مي پردازيم ، سپس هر الگو دقيقا مورد بررسي قرار خواهد گرفت . لازم است قبلا با آماده سازي گروه فراگيران و منابع و شرايط لازم براي الگوهاي تدريس آشنا شويم .
آماده سازي گروه فراگيران :
مدارس و كلاس هاي درس را گروه شاگرداني تشكيل مي دهند كه در آن براي اكتشاف جهان و يادگيري ثمر بخش گرد آمده اند ، از اين واحدهاي كوچك جامعه خود انتظارات و اميدهاي بس فراوان داريم . اميد داريم اعضاي آن باسواد شوند و يادبگيرند بخوبي بتوانند از عهده ي خواندن برآيند و با مهارت و ظرافت بنويسند و به زيبايي سخن بگويند و ارتباط كلامي برقرار نمايند ياد گرفته ها ومهارت هاي خود را به كار برند ، جهان اجتماعي خود را دريابند خود را مسوولانه در بهبود آن متعهد سازند ، خود شكوفايي و احساس موثر بودن را در خود براي ايجاد زندگي متعالي رشد دهنده چگونه زيستن و چگونه باهم زيستن را تجربه كنند . اين موارد از جمله اهداف اساسي آموزش و پرورش است كه محور اصلي روش هاي تدريس است .
در واقع الگوهاي تدريس الگوهاي يادگيري هستند . ضمن ياري شاگردان در كسب اطلاعات ، نظريات ، مهارت ها ، ارزش ها ، راه هاي تفكر و نشان دادن و ابراز خود به آنان نحوه ي يادگيري را نيزمي آموزيم .
در حقيقت ممكن است مهمترين حاصل درازمدت آموزش ، همان توانايي هاي افزوده ي يادگيري آسان و موثر آتي باشد كه آنان به سبب دانش و مهارت و چيره دستي بر جريانات يادگيري كسب مي كنند .
نحوه تدريس تاثير به سزايي بر توانايي هاي شاگردان در آموزش به خود دارد . معلمان موفق تنها كساني نيستند كه در عرضه مطالب شناختي و ديگر در آن الگوهاي بسيار پيچيده اي براي سازمان دهي به كلاس ها وحتي مدارس به صورت گروه هاي يادگيري وجود دارد كه در جهت آموزش به خود مي كوشند .
۲-ايفاي نقش :
اين الگو دانش آموزان را براي فهم رفتار اجتماعي نقش خود در تعامل اجتماعي و راه هاي موثر تر حل مسائل هدايت مي كند . اين الگو را فاني و شافتل (۱۹۸۲) براي كمك به شاگردانش در بررسي ارزش هاي اجتماعي خوود و تفكر بر آن ها تدوين كرده اند . اين الگو به شاگردان در گرد آوري و سازمان دهي اطلاعات درباره ي مسايل اجتماعي ، رشد همدلي با ديگران و تلاش براي بهبود مهارت اجتماعي ، رشد همدلي با ديگران و تلاش براي بهبود مهارت اجتماعي آنان كمك مي كند . اين الگو از دانش آموزان مي خواهد تا تعارضات درون خود را بيرون بريزند . ايفاي نقش شخص ديگري را ياد بگيرند و به مشاهده ي رفتار اجتماعي بپردازند. ايفاي نقش با تطبيق مناسب ، مي تواند براي شاگردان در هر سني به كار رود .
۳-كاوشگري به روش محاكم قضايي:
با رشد شاگردان ، بررسي مسايل اجتماعي در سطوح جامعه ي پيراموني ، شهري ، كشوري، و بين المللي را مي توان به آنان واگذار كرد . الگوي قضايي براي اين منظورتدوين شده است . اين الگوي مخصوصا براي دانش آموزان دبيرستاني در دروس علوم انساني و اجتماعي تدوين يافته ، روش مطالعه ي موردي ، ياد آور آموزش حقوقي – را وارد جريان آموزشي مي كند . دانش آموزان به مطالعه مواردي مي پردازند كه در بردارنده مسايل اجتماعي در زمينه هايي است كه نياز به خط مشي عمومي دارند ( مثلا مسايلي در باب عدالت و برابري ، فقر و قدرت ) . آنان براي شناسايي مسايل خط مش عمومي و انتخاب راه هاي ممكن براي پرداختن به آنها و ارزش هايي در پس اين راه هاي انتخابي هدايت مي شوند .

(ادامه دارد )

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!